چاچ

بيان خاطر

آرايه هاي ادبي

شعر آن هنگام متولد شد كه انسان خود رادر نثر و قواعد آن محصور كرد و آن را تنها در دو بعد زيبايي و حقيقت محبوس ديد، پس از حد قواعد دستوري سر برآورد و آن را با قوانين طبيعي سرشت خود و خيال، هم آهنگ و هماهنگ كرد؛ سپس شروع به پرورش آن نمود. از زماني كه دوباره خود را در زندان ثلاثه ديد، از آن فراتر رفت و تمامي قوانين طبيعي را نيز به كنار زد. دوباره به اصل خود خاك بازگشت اما همچنان سركش ماند.

در خاك كلمات، خيال با عشق جان گرفت پس از آن برگي آراسته مي‌خواست تا با آن به نور، آفتاب مهر بنگرد و با جوشش عواطفش ميوة ذوق بر جهان بپراكند پس بديع زاده شده در شعار معنوي و در دثار لفظ.

   + پارسا هوشمند ; ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/٢٧
comment نظرات ()