چاچ

صنايع بديع

صنايع بديع[1]

مجموعه‌اي از آرايه هاي ادبي است. آرايه هاي ادبي يا صنايع بديع فنها و شگردهايي هستند كه براي زيبايي و آراستن صورت و معني شعر و نثر به كار مي‌روند.[2] به كار بردن صنايع بديع سخن را به سطح والاتري مي‌برد و از صورت سخن گفتن معمولي بيرون مي‌آورد و به آن انسجام و استحكام مي‌بخشد. هماهنگي و هماوايي سخن نيز به سبب به كار بردن شگردهايي از صنايع بديعي حاصل مي‌شود. گاه سبك يك شاعر را از روي چگونگي به كار گرفتن صنايع بديعي در شعر او مي‌توان شناخت. اما نابه جا به كار بردن و زياد توجه داشتن به صنايع بديعي در يك نوشته، از سادگي و رسايي سخن مي‌كاهد و دريافتن مفهوم را دشوار مي‌كند.

توجه به صنايع بديع در سخن، نخست با كوشش كساني كه در لفظ و معناي قرآن كريم و اعجاز كلامي آن پژوهش مي‌كردند آغاز شد.

از اين رو در نخستين كتابهايي كه دربارة بديع نوشته شد بيشترين مثالها از قرآن كريم بود، مانند نوشته هاي عبد الله بن معتز (ف 296 هـ ق). از قديميترين كتابهايي كه در بديع به زبان فارسي نگارش يافت؛ حدائق السحر في دقايق الشعر، از رشيد وطواط، شاعر قرن ششم هجري، است. او در اين كتاب بيشتر به نوشته هاي پيش از خود نظر داشته است. اما معروفترين و مهمترين نوشته‌اي كه اديبان قديم در صنايع بديعي نوشته اند، كتابي است شمس قيس رازي نويسندة قرن هفتم هجري، به نام المعجم في معابيذ اشعار العجم، كه هنوز هم اديبان فارسي زبان در پژوهشهاي خود از آن بهره مي‌برند. در دورة معاصر بسياري از پژوهشگران ادب فارسي دربارة مقاله و كتاب نوشته‌اند كه از ميان آنها استاد جلال الدين همايي (ف 1359 هـ ش) شيوه اي نوتر و منظمتر در توضيح بديع، در كتاب خود به نام فنون بلاغت و صناعات ادبي، به كار برده است.

دكتر سيروس شميسا، استاد دانشگاه نيز در كتاب نگاهي تازه به بديع، ‌كه براي دانشجويان رشته هاي ادبيات تأليف كرده، كوشيده است به بحثهاي علم بديع نظم بخشد.

در علم بديع هم از آرايه هاي لفظي و هم از آرايه هاي معنوي سخن گفته مي‌شود. آرايه هاي لفظي ظاهر شعر را مي‌آرايند و موسيقي و هماهنگي در كلام بوجود مي‌آورند، مانند:

جان بي جمال جانان، ميل جهان ندارد   هر كس كه اين ندارد، حقا كه آن ندارد

حافظ در مصر نخست اين بيت، با تكرار حرف ج شعر را خوش آهنگ كرده است.

 آرايه هاي معنوي به معني شعر و نثر، ‌زيبايي و عمق بيشتري مي‌دهند. مانند:

اي دل ار سيـــل فنـــا بنيـــاد هستــي بركنـد / چون تو را نوح است كشتيبان ز توفان غم مخور

حافظ در اين شعر، يا اشاره به  داستان توفان نوح، به معناي شعر عمق و گسترش داده و ذهن خواننده را به اين نكته متوجه كرده است كه با داشتن راهنمايي آگاه مي‌تواند بر دشواريها پيروز شود.



[1] جميع مباحث بديع معنوي در پنج طبقه تشبيه(همانند سازي)، تناسب، ايهام (چند معنايي)، ترتيب كلام، تعليل و توجيه، قابل بررسي است. يعني زير بناي همه صنايع معنوي يكي از پنج نظم فوق است.

[2] در واقع علمي است كه به بازشناسي آرايه هاي لفظي و معنوي همت مي‌گمارد

   + پارسا هوشمند ; ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/٢٧
comment نظرات ()