چاچ

ميرزا تقي خان امير كبير

 

فهرست

 

مقدمه……..…………………………………………………………..1

ميرزا تقي خان اميركبير…….….....………………………………….2

ماموريت هاي اميركبير در خارج از كشور…….…..………………3

اميركبير پس از رسيدن به مقام صدر اعظمي…….…..…………….4

اقدامات مهم اميركبير………………………………………………..5

شروع مخالفت ها و پايان كار اميركبير…………………………….8

منابع و مآخذ…….……………………………………………….…..9


 

مقدمه

ميرزا تقي خان اميركبير و بزرگترين مرد سياسي دو قرن اخير ايران و از بزرگترين وزراي ايران در دوره ي اسلامي است.

او مردي واقع بين ، دانا و سياستمدار بود اقدامات او در طي حدوداً چهار سال صدارت سبب شد نقطه ي عطفي در آن روزگار ايجاد كرد د تا اوضاع بسيار ناگوار ايران آن زمان بهبود يابد و جهشي بزرگ و تأثيرگذار در اوضاع مملكتي آن زمان و حتي تا كنون ايجاد شود.

او كه از عوام بود به سبب هوش و لياقتي كه داشت توانست به مقامات و درجات بالا برسد و نام خود را در تاريخ ايران و جهان جاودان سازد.

همان گونه كه واتسون انگليسي مي‌نويسد نسل تازه ايران را نمي‌توان به كلي سست و فرسوده شمرد چه مي‌‌تواند مردي چون ميرزا تقي‌خان به وجود آورد او در ميان رجال مشرق زمين كه تاريخ جديد نام آنها را ثبت كرده مقام بي‌همتائي را داراست. امير نظام همان كسي است كه ديوژن در روز روشن با چراغ در پي او مي‌‌گشت او سزاوار است كه به نام اشرف مخلوقات خداوند به‌شمار آيد.

 

ميرزا تقي خان اميركبير

ميرزا تقي خان اميركبير (1268- حدود 1222 هـ ق) نخستين صدر اعظم ناصر الدين شاه قاجار بود كه به اصلاحات مهمي در زمينه هاي اجتملاعي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي دست زد.

ميرزا تقي خان در هزاوه از روستاهاي ناحيه فراهان اراك به دنيا امد. پدرش محمد باقر نام داشت و آشپز ميرزا بزرگ قائم مقام، از دولتمردان اوايل دوره ي قاجار، بود. زماني كه ميرزا بزرگ به عنوان وزيراعظم عباس‌ميرزا، وليعهد فتحعلي شاه و حاكم آذربايجان انتخاب شد، ميرزا تقي خان نيز همراه پدرش به تبريز رفت. پس از مرگ ميرزا بزرگ، پسرش ميرزا ابوالقاسم قائم مقام وزير اعظم عباس ميرزا شد. ميرزا ابوالقاسم قائم مقام كه متوجه استعداد فراوان ميرزا تقي خان شده بود اجازه داد تا او همدرس و منشي او شد سپس به خدمت ميرزا محمدخان زنگنه امير نظام آذربايجان درآمد و به معاونت او رسيد. پس از مرگ محمدخان زنگنه در 1275 هـ ق، رياست نظام آذربايجان به عهده او داشته بود.


 

ماموريت هاي اميركبير در خارج از كشور

ميرزا تقي خان در مدت خدمتش در آذربايجان به سه ماموريت خارج از كشور رفت. نخستين ماموريت او زماني بود كه گريبايدوف، سفير روسيه، در تهران كشته شد و او همراه خسرو ميرزا ، پسرعباس ميرزا و محمد خان زنگنه ، براي عذر خواهي از دولت روسيه در سال 1244 هـ ق به سنت پطرزبورگ رفت. در مدت ده ماهي كه در روسيه بود فرصت يافت تا چند مدرسه عمومي، خصوصي، فني و نظامي، چند كارخانه ي كالسكه‌سازي و شيشه‌سازي، بانك و اتاق بازرگاني، تئاتر، وزارتخانه و اداره هاي مختلف روسيه را از نزديك ببيند . در ماموريت دوم در سال 1253 هـ ق ، ناصرالدين ميرزا وليعهد را كه بيش از هفت سال داشت. در سفر به ايروان همراهي كرد سومين ماموريت او براي حل اختلاف مرزي مابين ايران و عثماني بود. در اين سفر اميركبير سرپرستي هيئت نمايندگي ايران را در كنفرانس ارزروم به عهده داشت و نزديك به چهار سال (1263-1259 هـ ق) در اين شهر ماند در اين مدت با نمايندگان عثماني و روسيه و انگلستان مذاكراتي طولاني كرد. او در سال 1261 هـ ق به اختلافهاي دو دولت ايران و عثماني پايان داد و سر انجام توانست حقوق ايران را در محمره (خرمشهر) و ساحل چپ اروندرود و حق كشتيراني ايران در اين قسمت را در اين قسمت محفوظ نگاه دارد. در اين سفر بود كه از سياست هاي بين المللي و هدفهاي سياسي انگليس و روسيه در ايران آگاهي يافت و در نتيجه زماني كه به صدر اعظمي انتخاب شد كوشيد تا سياست مستقلي پيش گيرد.


 

اميركبير پس از رسيدن به مقام صدر اعظمي

پس از در گذشت محمد شاه در ششم شوال سال 264 هـ ق در تهران، چون ناصر الدين ميرزا وليعهد جوان بود و دور از پايتخت زندگي مي‌‌‌‌كرد مدعياني براي تاج و تخت پيدا شدند. ميرزا تقي ان نخست وليعهد را در چهاردهم شوال در تبريز، در حضور نمايندگان كشور هاي خارجي بر تخت نشاند و پس از مرتب كردن قشون، همراه شاه از تبريز به سوي تهران حركت كرد. به طوري كه ظرف مدت چند روز دوازده ارابه توپ و هشت هنگ سرباز و مقداري تجهيزات آماده ساخت و شاه را از تبريز به سوي تهران حركت داد ناصر الدين شاه نخست او را امير نظام و سپس مقام صدارت اعظم را به او داد و او را اميركبيري و اتابك اعظم لقب داد و سپس از آن كه در هيجده ذيعقده 1264 هـ ق به تهران رسيد در 22 شب ذيقعده او را با اختيارات كامل به صدر اعظمي بر گزيد و يك توپ جامه ي مفخر و مطرز به مرواريد به ميرزا تقي خان داد. سال بعد اميركبير به امر شاه با عزت الدوله. خواهر ناصرالدين شاه، ازدواج كرد.

زماني كه اميركبير به صدر اعظمي برگزيده شد اوضاع ايران نابسامان و خزانه‌ي كشور خالي بود. ماموران خارجي در كارهاي كشور دخالت مي‌كردند. نظم و ترتيب در اداره ي كشور وجود نداشت. راهها ناامن بود و حتي به هنگام شب. رفت و آمد در كوچه هاي پايتخت خطرناك بود. بعضي از ايلات و عشاير از اطاعت دولت مركزي سرپيچي مي‌كردند. فرمانداران شهرستان ها از حكومت مركزي فرمان نمي‌بردند. پيروان علي محمد باب[1] و مديان سلطنت در گوشه و كنار كشور اخلال مي‌كردند ، و حسن خان سالار ، پسر اللهيار خان اصف الدوله قاجار ، نيز در خراسان سر به شورش برداشته بود و ادعاي استقلال و پادشاهي داشت.


 

اقدامات مهم اميركبير

اميركبير كه وضع خراب و در هم و برهم و تشكيلات ويران و از هم پاشيده ي داخل كشور را به خوبي مي‌دانست درجه اول شروع به تصفيه ي دستگاههاي دولتي و عزل و نصب ماموران كشوري و لشكري نمود و براي تصدي هر شغلي شايسته ترين و صديقترين افراد را انتخاب كرد و رشته ي هر كار را به اهلش سپرد. بعد از تقسيم كارها به اصلاح دارايي هاي كشور پرداخت و وقتي كه دفتر خرج و دخل مملكتي را بررسي كرد جمع مخارج را دو كرور[2] (يك ميليون) تومان بيشتر از درآمد كل كشور يافت براي توازن دخل و خرج به اصلاحات زير دست زد:

1- طرز وصول درآمد را تغيير داد و وصول درآمد را از روي مميزي به طور عادلانه مقرر داشت برخي از مالياتهاي بي موضوع ملغي ساخت و در بعضي موارد ماليات جديدي وضع كرد.

2-  از هزينه هاي بي موضوع و حقوق گزاف درباريان و شعرا و شاهزادگان و حتي شاه تا حدي كه ممكن بود كاست. اين امر يعني كم كردن حقوق درباريان و شاهزادگان و ديگر اشخاص موجب خشم و غضب دروني آنان گرديد و دلها را از كينه‌ي اميركبير پر كرد.

3- از بخشش ها و هزينه هاي بي مورد جلوگيري كردو نگذاشت مشتي متملق اخاذ كه دور شاه را گرفته بودند به عناوين مختلف اخاذي و جيب خود را پركنند.

4- از دست اندازي شاه به خزانه و جواهرات سلطنتي ممانعت به عمل آورد.

5- هزينه و درآمد كل كشور را طوري حساب كرد كه در سال مجموع كل درآمد دوكرور تومان بيش از مجموع كل مخارج كشور باشد و اين دو كرور تومان براي احتياط در خزانه ي دولت ذخيره شود تا اگر موقعي دولت به خواهد لشكركشي و يا خرج اساسي نمايد سيم و زر در خزانه دولت به حد كافي موجود باشد.

 ابتدا افراد شايسته را به كارهاي دولتي گماشت و سپس به شورش ها پايان داد و در شهر ها و راهها امنيت به وجود آورد. پس از آن به اصلاح وضع اقتصادي، اداري و فرهنگي كشور دست زد براي رسيدگي به ميزان درآمد و هزينه ي كشور و اصلاح وضع اقتصادي هيئتي برگزيد. حقوق گزاف شاهزادگان و وابستگان به دربار را قطع يا بسيار كم كرد ، جلوي رشوه خواريها را گرفت و براي هر ماموري به تناسب كارش حقوقي معين كرد. به حمايت از بازرگانان و تجارت داخلي و خارجي پرداخت. گروهي را براي آموختن صنايع به اروپا فرستاد. به حمايت از صنايع داخلي پرداخت و صنعتگران را به توليد فرآورده‌هاي مورد نياز كشور تشويق كرد. بر اثر حمايت از صنايع داخلي كارخانه هاي كالسكه سازي ، سماورسازي ، شيشه سازي و سفالينه سازي تاسيس شد. بافت پارچه هاي مختلف ابريشمي ، ماهوت ، مخمل رواج يافت ، به طوري كه اطلس ، مخمل ، زري ، و شالاي اميري كرمان ، اصفهان ، يزد ، و كاشان بازار شالهاي شميري و پارچه هاي خارجي را از رونق انداختند. كشاورزي را توسعه داد و كشت نيشكر را در خوزستان و مازندران و كشت زعفران را در خراسان و كشت پنبه را در اروميه تشويق كرد. در تهران بازاري جديد (بازار امير) و دو ميدان بزرگ (سبزه ميدان و توپخانه) ساخت و براي تامين آب پايتخت از كرج تا تهران نهري بزرگ حفر كرد. براي ساختن پل و سد در خوزستان دستور هايي داد و گروهي را براي اجراي اين دستورها به آن منطقه فرستاد.

اميركبير ، كه در زمان عباس ميرزا در تبريز از فنون نظامي اطلاع يافته بود ، به اصلاح سپاه ايران نيز دست زد. مستشارهايي از كشورهاي ايتاليا و اتريش كه سياست بي طرفانه اي نسبت به ايران داشتند ، استخدام كرد و سپاه منظمي به وجود آورد. به تشويق او ساختن تفنگ و بعضي از وسايل جنگي در ايران آغاز شد و كارخانه هاي اسلحه سازي در تهران ، خراسان ، آذربايجان ، فارس و اصفهان به وجود آمد

از كارهاي مهم اميركبير در زمينه ي فرهنگي تاسيس مدرسه ي دارالفنون و اسخدام عده اي معلم اتريشي براي تدريس در آنجا بود. رشته ي نظام در زمان صدارت او افتتاح شد. اما پايان ساختمان مدرسه و آغاز كار رشته هاي ديگر آن سه ماه پس از بركناري او صورت گرفت. يكي از كارهاي برجسته ي فرهنگي او نيز انتشار روزنامه ي وقايع اتفاقيه است.

اميركبير در كارهاي قضايي و روابط ايران با كشور هاي خارجي نيز اصلاحاتي نجام داد فقيهان پرهيزگار را به كارهاي قضايي گماشت و براي جلوگيري از رابطه ي درباريان و ماموران دولتي با خارجيان اداره ي سري مخصوصي به وجود آورد به وضع سفارتخانه هاي ايران در خارج سامان داد و سفيران و نماينگان كشور هاي خارجي را وادار كرد كه با دولت ايران همچون دولتي مستقل رفتار كنند.


 

شروع مخافت ها و پايان كار اميركبير

اين اقدامات در ايران آشفته ي آن روز دگرگوني هاي مهمي به وجود آورد اما دشمنان داخلي و خارجي اميركبير كه وجود او را مانع رسيدن به خواستهاي خويش مي‌ديدند براي بركناري او تلاش مي‌كردند ابتدا ناصر الدين شاه در برابر توطئه هاي آنها مقاومت مي‌كرد اما مخالفان از جواني شاه و بي تجربگي شاه و نفوذ فوق العاده ي مهد عليا مادر او كه از دشمنان سر سخت اميركبير بود ، استفاده كردند. آنها به شاه قبولاندند كه اميركبير قصد دارد او را بركنار كند و حكومت ايران را در دست بگيرد.

در سال 1268 هـ ق شاه اميركبير را نخست از صدر اعظمي و سپس از اميرنظامي بركنار كرد و به كاشان تبعيد كرد و ميرزا آقاخان نوري را به جاي او برگزيد. پس از بركناري و تبعيد اميركبير ، بازهم مخالفان او دست از توطئه برنداشتند و سرانجام دستور قتل او را از شاه گرفتند و حاج علي خان حاجب الدوله مامور اجراي حكم شد. حاج علي خان به كاشان رفت و روزي كه اميركبير در حمام بود دلاك را به زدن رگهاي امير واداشت. به اين ترتيب اميركبير در حمام فين كاشان جان سپرد.

هدف اميركبير نيرومند كردن حكومت مركزي ايران و به وجود آ‎وردن ايراني مستقل و آباد و پيشرفته بود. در سالهايي كه قاجاريان هنوز بر سر قدرت بودند درباره ي كارهاي اميركبير ، براي آزادي و آبادي ايران ، سخني به ميان نمي‌آمد. تنها بعضي از تاريخنويسان و سياستمداران خارجي در كتابها مقاله هايشان از خصلتهاي برجسته ي او ياد مي‌كردند. اما پس از آن ، تاريخنويسان و پژوهشگران ايراني درباره ي زندگي ، انديشه ها و اقدامات ترقيخواهانه ي او كتابها و مقاله هاي بسيار نوشتند و شخصيت بزرگ و اهميت كارهايش را به ايرانيان و جهانيان شناساندند.


 

منابع و مآخذ

فرهنگنامه ي كودكان و نوجوانان/ جلد سوم/ پديد آورنده شوراي كتاب كودك/ ناشر شركت تهيه و نشر فرهنگنامه ي كودكان و نوجوانان/چاپ اول/ سال 1376/ صفحات 330 تا 332

لغت نامه‌ي علي اكبر دهخدا/ جلد دوم/ نوشته‌ي علي اكبر دهخدا/ ناشر موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران/ چاپ اول از دوره ي جديد/ پاييز 1372/ صفحات2916 تا 2918



[1] او نخست خود را باب امام زمان و سپس امام زمان خواند و بعد ها ادعاي پيامبري كرد.

[2]كرور نزد ايرانيان معادل پانصد هزار يا پنج لك (صدهزار) مي‌باشد كرور نزد هنديان بيست برابر كرور ايرانيان است هر كرور هندي، ده ميليون يا صد لك است.

   + پارسا هوشمند ; ۸:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٢/۱٦
comment نظرات ()