چاچ

تحلیل آثار ادبی

برای معنای متون ادبی باید نویسنده راشناخت و دانست که چه موقعی و در چه حالت روحی ای متنش را تحریر کرده است.

برای مثال من متن زیر را تحریرکردم ، یکبار لطفا بخوانید:

 

سال امتحانات است و دریغ از یک قاصدک

 

دیواراتاق من رو به دیوار باز می شود و اجتماع دیوارها آن را در بر گرفته اند. تنها روزنه ای در مشرق آن رو به درختی است و آسمان ازآن من. مرگ فرا می رسد وامید سر بر داستن از زمین دوباره.

 امید شب گرفتگان به اوج آمده. وی خواب مرا پیاپی می شکند با آن سفره ی ملایمش بر سر امیدواران.

 

سال امتحانات است و دریغ از یک قاصدک

 

 

حالا من هم کمی ازخودم بگویم و زمان  حالتی که موقع تحریر این متن داشتم. ( به زبان خودمانی تفسیر متن بالا)

 

1- من وقتی یکی از فیلم های مستر ببین را که در آن وارده هتلی شد و پنجره ای را باز کرد و دید که جلوی آن دیوار است را دیدم با خودم گفتم که واقعا غیر قابل تحمل است. وقتی خانه ی چندی از خانواده  ی خود رفتم ودیدم بعضی از پنجره های آنها نیزهمین گونه است ، نمی توانستم درک کنم که چگونه تحمل می کنند.

اما روزی متوجه شدم که پنجره اتاق من هم همین گونه است (چون من معمولادر اتاقم نیستم!) اما با یک مزیتی که مقدار زیادی از آسمان را می توانم از پنجره ام  ببینم اما یک مورد تفاوت  نه چندان مطلوب دیگری هم دارد که تنها روبروی آن دیوار نیست بلکه سمت راست آن نیز دیوار است!!!

 

2- هر چند وقت یکبار معمولا وقتی ماه کامل است، نور آن از پنجره ی اتاق من وارد می شود و روی تخت من می‌افتد و مزاحم خواب من می‌شود.

 

3- قاصدک ها که نماد خبررسانی اخبار نیکو هستند، معمولا در خردادماه که ماه امتحانات است، به پرواز در می آیند و من هم همیشه آن ها را به فال نیک می‌گیرم مخصوصا که امسال که امتحان نهایی داشتم، آن ها را کم دیدم و اتفاقا نمره هابم کم شد.

 

4- من امسال کنکور دارم (87)  و هیچ خبر شعف انگیزی نمی بینم.

 

با این اوصاف آیا همان چیزیکه من میخواستم را بار اول از متن من فهمیدید؟

آیا توانسته بود تمنیات و خواسته های قلبی خودم را بطور ادبی مطرح کنم؟

سال امتحانات است و دریغ از یک قاصدک

 

دیواراتاق من رو به دیوار باز می شود و اجتماع دیوارها آن را در بر گرفته اند. تنها روزنه ای در مشرق آن رو به درختی است و آسمان ازآن من. مرگ فرا می رسد وامید سر بر داستن از زمین دوباره.

 امید شب گرفتگان به اوج آمده. وی خواب مرا پیاپی می شکند با آن سفره ی ملایمش بر سر امیدواران.

 

سال امتحانات است و دریغ از یک قاصدک

 

 

ممنونم که وقتتان را در اختیارم قراردادید.

لینک صفحه