چاچ

من شش خدمتکار درستکار دارم!!

"I Keep Six Honest
Serving Men ..."





I KEEP six honest serving-men
(They taught me all I knew);
Their names are What and Why and When
And How and Where and Who.
I send them over land and sea,
I send them east and west;
But after they have worked for me,
I give them all a rest.

I let them rest from nine till five,
For I am busy then,
As well as breakfast, lunch, and tea,
For they are hungry men.
But different folk have different views;
I know a person small-
She keeps ten million serving-men,
Who get no rest at all!

She sends'em abroad on her own affairs,
From the second she opens her eyes-
One million Hows, two million Wheres,
And seven million Whys!

The Elephant's Child

 

 

 

 

 

 

 

من شش خدمتکاردرستکار دارم


 

 

 من 6 خدمتکار درستکار دارم.

(آنها به من هر چه را می دانم، آموخته اند)

نا‌م‌های آن‌ها «چه؟، چرا؟، چه زمان؟، چطور؟، کجا؟ و چه کسی؟» است.

من آنها را به خشکی‌ها و دریاهای دوردست فرستادم،

من آنها را به شرق و غرب فرستادم

اما بعد از آنکه آنها برای من کار کردند، به همه ی آنها کمی استراحت دادم.

من به آنها اجازه دادم از ساعت 9 [شب} تا 5[صبح[[ استراحت کنند.

برای اینکه بعد از آن سر من شلوغ[1] خواهد بود!

درست همانطور که صبحانه و ناهار و چای برای انسان گرسنه!

اما اقوام مختلف دیدگاه‌های متفاوتی دارند.

من کودکی را می شناسم

او 10 میلیون خدمتکار نگه می‌دارد، کسی که هیچگاه استراحت نمی کند.

او آنها را به جاهای دیگر برای کارهایش می فرستد

،از لحظه‌ای که چشم‌هایش را باز می کند،

 یک میلیون چه؟، دو میلیون کجا؟ و هفت میلیون چرا؟ را!!!

 

اثر رودیارد کیپلینگ



[1] فکر کنم منظور شاعر کنجکاوی اش است!!!

   + پارسا هوشمند ; ٦:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٥/٢٢
comment نظرات ()