چاچ

تعریف تمییز در عربی با زبان شناسی نوین مغایر است!!

 تمییزاُشتریتُ متراً حریراًفعل    فاعل مفعول   تمییزدر عربی تمییز بعد از یکا (واحد) می آید و به آن رفع ابهام کننده می گویند.اما فلسفه ی آوردن یکا چیست؟دو فرش خریدم         دو تخته خریدم      دو تخته فرش خریدماز لحاظ معنا شناسی جمله ی دوم بی معناست و متکلمان به زبان منظور را نمی فهمند مگر اینکه قبل از آن به فرش اشاره شده باشد.در جمله ی اول متکلمان به آهنگ بد و ناموزون جمکه جمله را بی معنا می کند !!!اگر واحد را هسته و اسم و عدد را وابسته بپنداریم در واقع داریم نوع واحد و تعداد آن را مشخص می کنیم اما واحد که این له و وجود سکنه اشاره خواهند کرد.در ضمن هدف ما در جمله اسم است و آوردن عدد تنها برای آن اسم است و واحد سکته را برطرف می کند شاید در گذشته کاربرد داشته اما اکنون تنها بای آهنگ جمله می آید و واحدهای منحصر به فرد در حال تتبدیل به واحد (ممیز عمومی) «تا» می شوند.از لحاظ دستوریدر عربی کلیه ی منصوبات در جمله اند اما ما می دانیم که اسم مورد نظر ما در جمله است که آن هم منصوب است پیس اضافه است و قابل حذف اما حذف آن که جمله را بی معنا می کند.اگر واحد را هسته و اسم و عدد را وابسته بپنداریم در واقع داریم نوع واحد و تعداد آن را مشخص می کنیم اما واحد که این قابلیت را ندارد پس نباید هسته باشددر عربی می گویند که تمییز قبلا نقشهای دیگری داشته اما ما حق نداریم قبل آن را جستجو کنیم مثلادر فارسی گاهی جملات معلوم را مجهول گرده و نهاد آن را بصورت توسط یا بوسیله ی ... می آوریم که این ساخت برای تاکید بیشتر است. در عربی هم همین طور پس ما نباید جمله مجهول با استفاده از صورت معلومش توجیه کنیم چون که خودمان تغییر دادیم پس این کار درست نیست!!!مورد دیگر اگر ما متراً را حذف کنیم که مفعول به است و جمله به آن هم نیاز دارد باز جمله معنادار است پس چگونه مفعولی است؟اما اگر حریراً را حذف کنیم و قرینه ی معنایی هم نباشد جمله بی معنی خواهد بود. پس حریرا ً مفعول است ، متراً وابسته به آن که برای رفع ابهام آمده که در واقع شاید در گذشته این کار ، کارکرد را داشته اما اگر دقت کنید تنها برایز پر کردن سکته در جمله می آید. 

   + پارسا هوشمند ; ٩:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱/۱٧
comment نظرات ()