چاچ

اشعه ايکس

يكي از صورتهاي انرژي است. اين اشعه را اشعه‌ي مجهول و يا اشعه‌ي رونتگن نيز ناميده‌اند.

اكنون دانشمندان مي‌دانند كه اشعه‌ي ايكس نوعي تابش الكترومغناطيسي هستند. تابشهاي الكترومغناطيسي موجهايي هستند كه از نوسانهاي الكتريكي و مغناطيسي تشكيل شده‌اند. اشعه‌ي‌گاما، اشعه‌ي ايكس، اشعه‌ي‌فرابنفش، نور، اشعه‌ي‌فرو‌سرخ و موجهاي‌راديويي از موجهاي الكترومغناطيسي‌هستند. اين موجها انرژي دارند و در خلأ هم مي‌توانند منتشرشوند. سرعت‌انتشار آنها برابربا سرعت نور، يعني در خلأ  حدود 300000 كيلومتر در ثانيه است. اشعه‌ي ايكس، مانند نورمعمولي‌، در خط راست منتشرمي‌شوند. اين اشعه، مانند نورمعمولي بر فيلم‌عكاسي اثرشيميايي دارند، ولي بر سلولهاي بينايي اثري كه سبب ديده شدن اشيا باشد نمي‌گذارند.

تفاوت اشعه‌ي ايكس و نورمعمولي‌در طول‌موج آنهاست. طول‌موجهاي اشعه‌ي ايكس خيلي‌در جسمهاي‌كدر، كه نور‌معمولي از آن نمي‌گذرد، به آساني نفوذ‌مي‌كنند و اگر اين جسمها زياد كلفت‌نباشند، از آنهامي‌گذرند. توانايي‌نفوذ و ويژگيهاي ديگر اشعه‌ي ايكس سبب‌شده‌است كه اين اشعه درپزشكي، صنعت، و پژوهشهاي‌علمي كاربردهاي فراوان داشته‌باشند.

اشعه‌ي ايكس سبب تغييرات‌شيميايي و فيزيكي در موادمي‌شوند. اين اشعه اگر به وسيله‌ي جانوريا گياه جذب‌مي‌شوند، ممكن‌است به بافتهاي زنده‌ي آنها آسيب برساند، يا حتي آنها را از ميان‌ببرند. به همين‌دليل، اشعه‌ي ايكس ممكن‌است براي جانداران زيان‌آور و خطرناك‌باشند. جذب بيش از اندازه‌ي‌اشعه‌ي ايكس ممكن‌است سبب‌سرطان، سوختگيهاي‌پوستي، كم‌خوني، يا بيماريها و ناراحتيهاي ديگر در انسان بشود. پزشكان و كساني كه با دستگاههاي اشعه‌ي ايكس كارمي‌كنند بايد بسياردقّت كنند تاخود و بيمارانشان بيش از اندازه در برابر تابش اين اشعه قرارنگيرند.

 اشعه‌ي ايكس در طبيعت به وسيله‌ي‌خورشيد و ستارگان ديگرتوليد‌ مي‌شوند. تابش اشعه‌ي‌ ايكس از بعضي‌ستارگان آن‌قدر زياداست كه آن‌ستارگان راگاهي ستارگان‌ ايكس مي‌نامند، بيشتر اشعه‌ي ايكسي كه درخورشيد و ستارگان ديگر توليد‌مي‌شود، پيش‌از رسيدن به زمين، به وسيله‌ي جوّ‌ زمين جذب‌مي‌شود.

اشعه‌ي ايكس، به طورمصنوعي، بيشتر به وسيله‌ي دستگاههاي‌موّلد اشعه‌ي ايكس توليد مي‌شوند. بعضي از دستگاههايي هم كه در مراكزاتمي به كارمي‌روند اشعه‌ي ايكس توليدمي‌كنند.

 

ويژگيهاي اشعه‌ي ايكس

تابشهاي الكترومغناطيسي با طول موج كوتاهتر پر انرژي‌تر از تابش با طول موج بلندتر هستند. در ميان انواع تابشهاي الكترومغناطيسي اشعه‌ي ايكس داراي طول موج بسيار كوتاه و انرژي بسيار زياد هستند.

طول موج‌هاي اشعه‌ي ايكس از 01/0 آنگسترم[1] تا 100 آنگسترم در تغييراست. طول موجهايي كه بر سلولهاي‌بينايي ما‌اثر مي‌گذارد از 4000تا حدود7000 آنگسترم است.

بسياري از ويژگيهاي اشعه‌ي ايكس نتيجه‌ي‌كوتاه بودن طول‌موج و زيادبودن انرژي آنهاست. اشعه‌ي ايكس بيشتر ازنورمعمولي در ماده نفوذمي‌كنند، زيرا خيلي پر انرژي‌تر از آن‌هستند. هر چه طول‌موج اشعه‌ي ايكس كوتاهترباشد، اين اشعه در اجسام نفوذمي‌كنند.

اشعه‌ ايكس با طول‌موج كوتاهتر را  اشعه‌ي ايكس‌سخت، واشعه‌ي ايكس را با طول موج بلندتر را، كه كمتر دراجسام نفوذمي‌كنند، اشعه‌ي ايكس‌نرم مي‌نامند. اشعه‌ي ايكس، برخلاف نورمعمولي ، به آساني ازآينه منعكس‌نمي‌شوند، زيرا به سبب داشتن انرژي زياد‌ معمولاً به جاي بازتاب، در آينه نفوذمي‌كنند.

نورمعمولي، هنگامي كه از هوامي‌گذرد و وارد عدسي‌شيشه‌اي مي‌شود، مي‌شكند، ولي اشعه‌ي ايكس هنگامي كه از مادّه‌اي مي‌گذرد و وارد مادّه‌ي ديگري مي‌شود، چندان نمي شكند.

اشعه‌ي ايكس، هنگام‌برخورد باالكترونهاي‌ اتمهاي‌مادّه، به‌وسيله‌ي آنها‌جذب‌مي‌شود. عدّه‌ي الكترونهاي‌اتم با عدداتمي برابراست. بنابراين، موادي كه عدداتمي آنها زياد است از مواد ديگر، اشعه‌ي ايكس را جذب مي‌كنند. سرب، كه عدداتمي آن 82

 است، بيشتر از مواد ديگر اشعه‌ي ايكس را جذب مي‌كند. به همين سبب‌، براي جلوگيري از سپرها ياحفاظتهاي‌سربي استفاده‌مي‌شود. برليم، كه عدداتمي آن 4است، اشعه‌ي ايكس‌را به‌ميزان بسيار‌كم جذب‌مي‌كند. جذب اشعه‌ي ايكس‌به چگالي‌مادّه و عوامل پيچيده‌تر ديگري نيز بستگي‌دارد. موادّي كه چگالي آنها زياد است بيشتر از مواد ديگر اشعه‌ي ايكس را جذب‌مي‌كنند.

آن دسته از اشعه‌ي ايكس كه به‌وسيله‌ي مادّه جذب‌مي‌شود، اگر انرژي كافي داشته باشد، مي‌تواند الكترونهاي اتمهاي ماده را از آن جداكند. اتمي كه از نظر الكتريكي خنثي است اگر الكترون بگيرد يا از دست بدهد، بار الكتريكي پيدا مي‌كند. اتمي را كه بار الكتريكي‌دارد يون، واين فرايند را يونيزاسيون (يونش) مي‌نامند.

اشعه‌ي ايكس هنگامي‌كه از‌بدن‌مي‌گذرند، دربافتهاتوليد يونش‌مي‌كنند. اشعه‌ي ايكس اگر بيش از اندازه به بافتهاي بدن بتابند، به سلولهاي آن آسيب‌مي‌رسانند. به همين سبب، اشعه ي ايكس، با آنكه كارايي فراوان‌دارند، ممكن‌است خطرناك هم باشند.

توليد اشعه ي ايكس

الكترونها، اگر با سرعت زياد به عنصر سنگيني برخورد كنند، اين عنصر از خود اشعه‌ي ايكس تابش‌مي‌كند. اساس ساختمان‌دستگاهي كه‌اشعه‌ي ايكس توليدمي‌كند به اين صورت است:


در لوله‌اي كه درون آن خالي شده‌است از يك رشته‌سيم كه درحال التهاب‌است[2]، پيوسته الكترون خارج مي‌شود. اين رشته را كاتد[3] مي‌نامند.دردرون اين لوله قطب مثبت، يا آند[4]، نيز وجود دارد. ميان كاتد و آند اختلاف‌پتانسيل زياد برقرارمي‌كنند. الكترونهايي كه از كاتد خارج مي‌شوند، بر اثر اين اختلاف پتانسيل زياد، سرعت مي‌گيرند. الكترونها به خط راست حركت مي‌كنند و در سر راه خود به فلزي كه درون لوله قرار دارد ضربه مي‌زنند. اين فلز آنتي‌كاتد ناميده مي‌شود آنتي‌كاتد الكترونها رامي‌گيرد ودرعوض اشعه‌ي ايكس تابش‌مي‌كند. آنتي‌كاتدرا ازفلزديرگداز، مانند تنگستن، انتخاب‌مي‌كنند. ممكن‌است آنتي‌كاتد همان آند باشدهر قدر پتانسيل آند بيشتر باشد، الكترونها بيشترسرعت‌مي‌گيرند و اشعه ي ايكسي كه از كاتد تابش مي‌شود طول‌موج كوتاهتري دارند و سخت‌تر هستد.

 

كاربردهاي اشعه‌ي ايكس

در پزشكي از اشعه‌ي ايكس بيشتر براي عكسبرداري از استخوانها واندامهاي درون بدن استفاده‌مي‌شود. پزشكان، با بررسي اين عكسها، مي‌توانند جاي استخوانهاي شكسته يا اندامهاي آسيب ديده را تشخيص‌بدهند. دندانپزشكان، با بررسي آنها، مي‌توانند به جاي پوسيدگي دندانها و چگونگي ريشه آنها پي ببرند.

عكسبرداري از اندامها درون بدن را راديوگرافي (پرتونگاري) و ديدن آنها را راديوسكوپي (پرتو بيني) مي‌نامند. پزشكي كه راديوگرافي يا راديوسكوپي مي‌كند راديولوژيست يا راديولوگ (پرتوشناس) و كار او راديولوژي (پرتوشناسي) ناميده مي‌شود. راديوگرافي با اشعه‌ي ايكس به اين صورت است كه باريكه‌اي از اشعه‌ي ايكس، پس از گذشتن از بدن بيمار، فيلم‌حسّاس عكاسي تابانده مي‌شود. اشعه‌ي ايكس از پوست و گوشت بيشتر مي‌گذرد تا از استخوان. در نتيجه، تصوير استخوانها در فيلم روشن‌تر و تصوير اندامها ديگر به صورت سايه و تاريكتر نشان داده‌مي‌شود. درصفحه‌فلوئورسان برخوردمي‌كنند و پزشك‌از پشت‌اين‌صفحه‌مي‌تواند تصوير اندامهاي بيمار را در حال كار كردن ببينيد. به هنگام راديو گرافي يا راديوسكوپي گاهي مادّه‌ي بي‌زياني به بدن بيمار تزريق يا به اوخورانده‌ مي‌شود تا اندام مورد نظر آشكار‌تر ديده‌شود مثلاً، ممكن‌است پزشك، پيش از راديوگرافي با اشعه‌ي ايكس از روده‌ي بيمار، به او محلول سولفات باريم بخوراند. اين‌مادّه‌اشعه‌ي ايكس را جذب مي‌كند و در نتيجه تصوير روده‌ها روشن‌تر ديده مي‌شود.

اشعه‌ي ايكس در درمان سرطان نيز كاربرد فراوان دارند. اين اشعه سلولهاي سرطاني را زودتر از سلولهاي سالم از ميان مي‌برند. اگر به يك غده ي سرطاني به اندازه‌ي لازم اشعه‌ي ايكس بتابانند، آن غده سرانجام، بي‌آنكه به سلولهاي سالم آسيب زياد برسد، ازميان‌مي‌رود. درمان‌ به‌وسيله‌ي اشعه‌ي ايكس‌ را راديوتراپي (پرتودرماني) مي‌نامند.

اشعه‌ي ايكس كاربرد‌هاي ديگر نيز در پزشكي‌دارد. دستكشها و سرنگهاي جراحي را با استفاده از اين اشعه ضد‌عفوني‌مي‌كنند. اين‌گونه وسيله و ابزارها را نمي توان با حرارت‌دادن يا جوشاندن ضدعفوني كنند، زيرا فوري خراب‌مي‌شوند.

در صنعت، براي بازرسي محصولات فلزي مختلف، مانند آلومينيوم و فولاد، كه به صورت ريخته‌گري تهيّه شده‌اند از اشعه‌ي ايكس استفاده‌مي‌شود. عكسهايي كه از اين راه تهيّه مي‌شوند حفره‌هاي ريز و شكستگيهاي درون قطعه‌هاي فلزي را كه از سطح ديده نمي‌شوند آشكارمي‌كنند. براي بازرسي محصولاتي‌كه به ميزان زياد توليد مي شوند، مانند ترانزيستورها و قطعه هاي الكترونيكي كوچك، نيز اشعه‌ي ايكس به كارمي‌برند. در فرودگاههاو جاهايي كه بار مسافران را بازرسي مي كنند، براي پيدا كردن اسلحه يا چيزهاي ممنوع ديگر، چمدانها و بارهاي مسافران‌را از برابر اشعه‌ي ايكس مي‌گذرانند.


توليدكنندگان مواد پلاستيكي به بعضي از اين مواد اشعه‌ي ايكس مي‌تابانند.اين اشعه سبب تغييرات شيميايي و محكمتر شدن آنها مي‌شود. از اشعه‌ي ايكس براي جلوگيري از توليد نوعي مگس استفاده‌مي‌كنند. اين‌مگس درگوشت و خون جانوران تخمريزي مي كند و سبب تلف شدن حيوان مي شود. اشعه‌ي ايكس جنس نر اين حشره عقيم مي‌كند. به‌وسيله‌ي اشعه‌ي ايكس بذرهاي اصلاح شده‌اي از جو دوسر به‌دست‌مي‌آورند كه محصول بيشترو بهتر مي دهد و يا درزمينهايي كه‌خاك كم قوت دارند نيز به خوبي رشد مي‌كند و محصول مي‌دهد.

با استفاده از اشعة ايكس مي‌توان ساختمان بلورين اجسام را شناخت و از اين راه تشخيص داد كه جسم از چه موادي تشكيل شده است. هنگامي كه باريكه‌اي از اشعة ايكس از بلور يك جسم مي‌گذرد، اتمهاي آن جسم، مانند آينه‌هاي بسيار ريز، اشعة تابيده شده را به صورت نقشي منظم پراكنده مي‌كنند. نقشي كه از پراكنده شدن اشعة‌ايكس، پس از تابش بر يك بلور پديد مي‌آيد، مخصوص همان بلور است و نقش پراش آن بلور ناميده مي‌شود. دانشمندان، در پژوهشهاي علمي،‌ با مطالعة‌ نقشهاي گوناگون پراش بلورهاي هر جسم، آگاهيهاي بسياري دربارة آرايش اتمهاي بلور آن جسم به دست مي‌آورند. مطالعه پراش اشعة‌ايكس به وسيله بلورها را بلورنگاري اشعه ايكس (X-ray crystallography) مي‌نامند.

دانشمندان براي بررسي ساختمان بعضي از مواد شيميايي پيچيده، مانند آنزيمها و پروتئينها و همچنين براي توليد مصنوعي آنها از اشعة ايكس استفاده مي‌كنند.

باستانشناسان براي بررسي اشياي كهني كه لاية كلفتي از گرد و خاك و مواد ديگر يا زنگ زدگي آنها را پوشانده است،‌ از اشعة ايكس استفاده مي‌كنند. از اين راه مي‌توانند، بدون برداشتن لايه‌ رويي كه ممكن است به خودي شيء آسيب برساند، تصوير آن را ببينند. همچنين براي شناختن تابلوهاي قديمي و اصيل كه ممكن است نقاشي ديگري روي آنها را پوشانده‌باشد از اشعه‌ي ايكس استفاده مي‌كنند. رنگهاي نقاشي رادرگذشته از تركيبهاي‌سرب‌مي‌ساختند، ولي‌رنگهاي‌جديد بيشتر از تركيبهايعناصر سبك ساخته مي‌شوند. چون عنصرهاي سنگين اشعة ايكس را بيشتر جذب مي‌كنند، از اين رو مي‌توان به كمك آنها نقاشيهاي قديم و اصيل را تشخيص داد.

تاريخچه

اين اشعه را در سال 1895 ويلهلم كنراد رونتگن،‌ فيزيكدان آلماني، كشف كرد. رونتگن، در آغاز، چون شناختي از اشعه‌اي كه كشف كرده بود نداشت و نمي‌دانست از چه نوع هستند، آنها را اشعة ايكس ناميد. X از حرفهاي الفباي لاتيني است كه در زبان علمي براي نشان دادن كميتهاي و كيفيتهاي ناشناخته به كار مي‌رود.

رونتگن پس از كشف اشعة ايكس كم كم به ويژگيهاي آن پي‌برد چيزي نگذشت كه پزشكان از اين اشعه براي تشخيص شكستگي استخوان استفاده كردند.

تامس آلوا اديسون، مخترع امريكايي، در سال 1896 م دستگاه فلوئورسكوپ را طوري اصلاح كرد كه بتوان با آن تصويري را كه به وسيلة اشعةايكس منعكس مي‌شود مشاهده كرد. در طول هفده سال بعدي، دانشمندان و مخترعان نيز به اصلاح دستگاه توليدكننده اشعة‌ايكس پرداختند. ويليام كوليج[5] فيزيكدان امريكايي، در سال 1913 م به روش تازه‌اي براي بهتر كردن كارايي دستگاه توليد اشعة ايكس دست يافت. اساس دستگاههايي كه امروز براي توليد اشعة ايكس به كار مي‌رود همان است كه كوليج به كار برد. 



[1] يك آنگسترم برابر با 8-10 يا يكصد ميليونيم سانتيمتر.

[2] مثل رشته ي سيم درون يك لامپ معمولي

[3] به معني قطب منفي

[4] به معني قطب مثبت

[5] William Coolidge

 اشعه‌ي ايكس X rays چيست؟

   + پارسا هوشمند ; ۸:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٢/۱٦
comment نظرات ()

اکسيداسيون

 اكسيدها

موادّي هستند كه از تركيب شيميايي اكسيژن با عنصرهاي ديگر پديد مي‌آيند. مثلاً، هنگام سوختن زغال ، كربن موجود در آن با اكسيژن هوا تركيب مي‌شود و به دو گونه اكسيد كربن تشكيل مي‌دهد:

يكي دي اكسيد كربن يا گازكربنيك (CO2) و ديگر مونوكسيدكربن (CO). سوختن معمولاً تركيب شدن سريع مادّه‌ي سوختني با اكسيژن است. تقريباً تمام عنصرها مي‌توانند با اكسيژن تركيب شوند و اكسيدهايي با خواص  متفاوت تشكيل دهند. اكسيد بسياري از عنصرهاي فلزي مواد جامدي هستند كه مي‌توانند با آب تركيب شوند و هيدروكسيد، كه عامل تشكيل دهنده‌ي بازهاست، به وجود بياورند. از تركيب اين اكسيدها با اسيدها ، نمك به دست مي‌ آيد. مثلاً، اكسيد كلسيم، كه آهك زنده نيز نام دارد، با آب تركيب مي‌شود و هيدروكسيد كلسيم [ Ca (OH)2 ]  توليد مي‌كند، كه آن را آهك كشته مي‌نامند.از تركيب اكسيد كلسيم با اسيد هيدروكلريك، نمك كلريدكلسيم به دست مي‌آيد . بيشتر اكسيدهاي عنصرهاي غير فلزي تركيبهايي فرّار هستند كه از تركيب آنها با آب اسيد حاصل مي‌شود. از تركيب اين اسيدها با بازها نمك به دست مي‌آيد . مثلاً، تري اكسيد گوگرد ( S O3) و دي اكسيد نيتروژن (NO2) با آب تركيب مي‌شوند و اسيدهاي سولفوريك و نيتريك تشكيل مي‌دهند از تركيب تري اكسيد گوگرد با هيدروكسيد سديم سود سوزآور ( Na OH )، نمك سولفات سديم به دست مي‌آيد. بعضي از اكسيدها مي‌توانند هم با اسيدها تركيب شوند و هم با بازها، و نمك توليد كنند. اين گونه اكسيدها را اكسيدهاي آمفوتر (بي تفاوت) مي‌نامند. اكسيدهاي روي، آلومينيوم، قلع از اين گونه‌اند.

اكسيدها هم در طبيعت و هم در صنعت توليد مي‌شوند، و آثار و كاربردهاي گوناگوني دارند. در بدن بيشتر جانداران، اكسيژن از راه دستگاه تنفس و گردش خون به سلولها مي‌رسد و در آنجا با موادّ جذب شده از غذا تركيب مي‌شود. حاصل اين تركيب آزاد شدن انرژي و گاز دي اكسيد كربن است كه اين گاز در هنگام بازدم از بدن خارج مي‌شود . زنگ زدن اشياي آهني نيز اكسيد شدن آهن در حضور رطوبت است. در زنگ آهن يكي از اكسيدهاي آهن وجود دارد كه اكسيد فريك يا اكسيد آهن I I I  (Fe2O3) ناميده مي‌شود.

اتومبيلها، كارخانه‌ها، و نيروگاههايي كه سوختهاي فسيلي، مانند بنزين و نفت و زغال سنگ مصرف مي‌كنند، منبع توليد اكسيدهايي از گوگرد و نيتروژن هستند كه سبب آلودگي هوا و محيط زيست مي‌شوند. اين اكسيدها ممكن است با بخار آب هوا تركيب شوند و اسيدهايي توليد كنند. برف و باراني را كه آلوده به اين اسيدها باشند باران اسيدي مي‌نامند. باران اسيدي سبب آلوده شدن آب، خاك و زمين مي‌شود و زندگي گياهان و جانوران را به خطر مي‌اندازد.

باران اسيدي سبب زنگ زدن پلهاي آهني و خوردگي مجسمه‌ها و اشياي فلزي ديگر نيز مي‌شود.

بسياري از كانيها نيز به صورت اكسيدهاي فلزي هستند. آهن، آلومينيم، قلع، و اورانيم از جمله فلزاتي هستند كه به صورت اكسيد در كانيها يافت مي‌شوند. اكسيد آلومينيم به صورت سنگهاي قيمتي، مثل ياقوت، نيز وجود دارد. ماسه، كه در ساختمانسازي، شيشه سازي، و ريخته‌گري مصرف مي‌شود يكي از اكسيدهاي طبيعي سيليسيم   (SiO2) است كه آن را سيليس نيز مي‌نامند. كوارتز و عقيق صورتهاي ديگري از اكسيد سيليسيم هستند. اكسيد تيتانيم (TiO2) ماده‌اي است كه در رنگسازي براي توليد زنگ روغني سفيد مصرف مي‌شود. منوكسيد نيتروژن (N2O) گازي بي‌بو و بي‌رنگ است كه به طور مصنوعي توليد مي‌شود و ازآن در پزشكي به عنوان ماده بيهوشي استفاده مي‌كنند.

 

اكسيداسيون

اكسيداسيون (Oxidation) يا اكسايش واكنشي شيميايي است كه در آن يك مادّه الكترون يا هيدروژن از دست مي‌دهد ، يا اكسيژن مي‌گيرد. اكسيداسيون همواره با واكنش ديگري به نام احيا يا كاهش همراه است كه در آن يك مادّه الكترون يا هيدروژن مي‌گيرد، يا اكسيژن از دست مي‌دهد. مجموع اين دو فرايند اكسيداسيون احيا (اكسايش-كاهش) مي‌نامند كه در آن اكسيژن، يا هيدروژن، يا الكترون از مادّه‌اي به مادّه‌ ديگر منتقل مي‌شود.

پيش از اين كه نقش الكترونها در واكنشهاي شيميايي شناخته شود، واژه‌هاي اكسيداسيون و احيا را براي واكنشهايي به كار مي‌برند كه در آنها انتقال اكسيژن و هيدروژن انجام مي‌شد. مثلاً فقط واكنشهايي مانند سوختن كربن،C+O2          CO2 ،يا زنگ زدن آهن با معادله‌ي ساده شده، 2Fe2 O3              4Fe + 3O2 ، اكسيداسيون ناميده مي‌شد، و فقط فرايندهايي مانند آزاد شدن مس از اكسيد مس،CuO+H2             Cu + H2O  ، احيا ناميده مي‌شد. امّا امروزه اكسيداسيون احيا مفهوم گسترده‌تري دارد و فرايندهاي شامل انتقال الكترون را نيز در بر مي‌گيرد. مثلاً تركيب شدن آهن با گوگرد نيز  يك فرايند اكسيداسيون  احياست، اگرچه اكسيژن در آن شركت ندارد. در اين واكنش اكسيداسيون، اتم آهن دو الكترون از دست مي‌دهد و به يون آهن (Fe 2+)تبديل مي‌شود. در واكنش احيا نيز اتم گوگرد الكترونهايي را كه آهن از دست داده است مي‌گيرد و به يون گوگرد (S2-) تبديل مي‌شود. سرانجام، يونهاي آهن با يونهاي گوگرد پيوند مي‌يابند و سولفيد آهن تشكيل مي‌دهند.تركيب شدن عنصر هايي مانند سديم، كربن، گوگرد، مس‌، با آهن با گاز كلر، مثال ديگري از اين گونه فرايندهاي اكسيداسيون احياست.

 موادّي كه در فرايند هاي اكسيداسيون احيا شركت مي‌كنند، تمايل متفاوتي به گرفتن يا از دست دادن الكترون، اكسيژن، يا هيدروژن دارند. موادي كه بيشتر تمايل دارند الكترون يا هيدروژن از دست بدهند يا اكسيژن بگيرند احياكننده ناميده مي‌شوند، و موادي كه بيشتر تمايل به‌ گرفتن الكترون يا هيدروژن و از دست دادن اكسيژن دارند اكسيدكننده ناميده مي‌شوند. گاز هيدروژن و فلزهاي سديم و آلومينيوم ازقويترين احياكننده‌ها، و ازون، فلوئور، كلرو پرمنگنات پتاسيم از قوّيترين

اكسيدكننده‌ها هستند. از جابه‌جايي الكترون در فرايندهاي اكسيداسيون احيا براي توليد الكتريسيته مستقيم در باتري استفاده مي‌كنند. در آبكاري الكتريكي نيز از اين فرايندها استفاده‌ مي‌شود.

 

منبع ومأخذ

كتاب فرهنگنامه‌ي كودكان ونوجوانان صفحات 180 و 181

   + پارسا هوشمند ; ۸:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٢/۱٦
comment نظرات ()

بمب اتمي

فهرست 

بمب... 1 

 

بمب هسته‌اي.. 1 

اورانيوم ، سنگ بناي بمب اتمي.. 2 

راديواكتيو و شكافتپذيري.. 3 

مبناي كار بمبهاي هسته‌اي.. 6 

نيروهاي چهارگانه حكمفرما بر طبيعت... 7 

بمب هيدروژني                                                                                       H-Bomb. 10 

بمب هيدروژني ليتيم دوتريمي.. 10 

جوش هسته‌اي (در خورشيد) 12 

منابع و مآخذ. 13 

 


بمب

سلاحي انغجاري است كه سبب‌ ويراني، آتش‌سوزي‌، كشتار و آلودگي‌ محيط مي‌شود. بمب‌ معمولاٌ در جنگ به كار مي‌رود و بر دو نوع است: بمب معمولي يا غيرهسته‌اي و بمب‌ هسته‌اي.

 بمب هسته‌اي 

 

بمب‌ هسته‌اي سلاح كشتارجمعي است و بردو نوع است: بمب‌اتمي و بمب هيدروژني.

بمب اتمي

سلاحي‌است كه نيروي آن از انرژي اتمي و بر اثر شكافت هسته‌ي (فيسيون) اتمهاي پلوتونيم يا اورانيوم ايجاد مي‌شود. در فرايند شكافت هسته‌اي، اتمهاي ناپايدار شكافته و به اتمهاي سبكتر تبديل مي‌شوند.

نخستين بمب از اين نوع در سال 1945 و در نيومكزيكو در ايالات متحده امريكا آزمايش شد. اين بمب، انفجاري با قدرت19 كيلوتن[1] ايجاد كرد. انفجار بمب اتمي موج ضربه‌اي بسيار نيرومند، پرتوهاي شديد نوراني، تشعشعات نفوذ كننده‌ي گاما ، نوترونها و پخش شدن مواد راديواكتيو را همراه دارد. انفجار بمب اتمي چندين هزار ميليارد كالري حرارت در چند ميليونيم ثانيه ايجاد مي‌كند. اين‌دماي چند ميليون درجه‌اي بافشار بسيار زياد تافاصله 1200 متري از مركز انفجار به افراد بدون ‌پوشش ‌حفاظتي صدمه مي‌ز‌ند وسبب مرگ و بيماري انسان وجانوران مي‌شود. همچنين زمين، هوا، آب وهمه چيز را به ماده‌ي راديواكتيو آلوده مي‌كند. 

اورانيوم ، سنگ بناي بمب اتمي 

عنصري است شيميايي، با علامت اختصاري U. عدد اتمي آن 92 و جرم اتمي ميانگين آن 238 است. نقطه‌ي ذوب آن 1132.3 درجه‌ي سلسيوس است. فلزي است شكل‌پذير و به رنگ سفيد نقره‌اي. اتم اورانيوم سنگين‌ترين اتم يك عنصر طبيعي است. در پوسته‌ي زمين بسيار فراوان‌تر از عنصرهاي معروفي مثل يد، جيوه و نقره است. اما در بيشتر سنگ‌هاي اورانيوم‌دار، فقط مقدار خيلي كمي از اين فلز وجود دارد. اورانيم هرگز به صورت خالص در طبيت يافت نمي‌شود. از نظر شيميايي بسيار واكنشپذير است و به آساني با بيشتر غيرفلزها و بعضي از اسيدها مانند اسيد هيدروكلريك تركيب مي‌شود. اين فلز دو ويژگي مهم دارد. يكي اينكه راديواكتيو است، يعني اتمهاي آن به طور طبيعي شكسته مي‌شوند و اشعه آزاد مي‌كنند. از اين اشعه در پزشكي، صنعت، زمين‌‌شناسي و زيست‌شناسي استفاده مي‌كنند. دوم اينكه بعضي از اتمهاي آن شكافت پذيرند، يعني مي‌توان به طور مصنوعي از راه تاباندن نوترون، هسته‌ي آن را به دو جزء شكافت كه در نتيجه انرژي خيلي زيادي آزاد مي‌شود. از اين انرژي هسته‌اي در نيروگاه‌ها براي توليد برق استفاده مي‌كنند. در ساختن بمب اتمي و ديگر سلاح‌هاي هسته‌اي نيز از همين انرژي استفاده مي‌شود. در گذشته‌هاي بسيار دور از تركيبهاي اورانيم در ساختن شيشه‌ي رنگي استفاده مي‌كردند. واژه‌ي اورانيم از نام سياره‌ي اورانوس گرفته شد. اين سياره هشت سال پيش از اورانيم كشف شده بود.

تا سال 1789 م، هيچ كس از وجود اورانيم خبر نداشت. در آن سال مارتين كلاپروت، شيميدان آلماني، هنگامي كه درباره‌ي ساختمان شيميايي يك سنگ معدن براق و سياهرنگ به نام پچبلنده تحقيق مي‌كرد، به ماده‌اي برخورد كه كاملاً ناشناخته بود او آن را اورانيم ناميد. اما كلاپروت در واقع تركيبي از اورانيم را پيدا كرده بود نه فلز خالص را. اورانيم خالص سرانجام در سال 1841 م، توسط اوژن پليگو، شيميدان فرانسوي، به دست آمد. در سال 1896 م، آنتوان هانري بكرل، فيزيكدان فرانسوي، ضمن آزمايشهايي كه روي تركيبهاي اورانيم انجام مي‌داد متوجه پديده‌ي جالبي شد. او در كشو ميز خود تكه‌اي از يك اورانيم را پيچيده شده بود. گرچه هرگز نوري به شيشه‌ي عكاسي نتابيد، اما چند روز بعد كه بكرل آن را ظاهر كرد، لكه‌هاي سياهي روي آن ديد. او نتيجه گرفت كه آن تركيب اورانيم پرتويي از خود تابش مي‌كند. اين پديده راديواكتيو نام گرفت.

راديواكتيو و شكافتپذيري 

 

اورانيم چند اتم گوناگون دارد، ولي همه‌ي آنها از نظر شيميايي رفتار يكساني دارند. در هسته‌ي اين اتم ها تعداد نوترون ها متفاوت است، اما همه‌ي آنها 92 پروتون دارند. به اين چنين اتمها ايزوتوپ مي‌گويند. اورانيم 234، اورانيم 235 و اورانيم 238، سه ايزوتوپ اورانيم هستند كه در طبيعت يافت مي‌شوند. تعداد پروتون ها در هسته‌ي اتمهاي اين سه ايزوتوپ 92 است، اما عدد جرمي، يعني مجموع تعداد نوترون ها و پروتون هاي آنها به ترتيب 234 ، 235 و 238 است. علاوه بر اين ها، دانشمندان تاكنون يازده ايزوتوپ مصنوعي اورانيم نيز ساخته‌اند. همه‌ي ايزوتوپ هاي اورانيم راديواكتيو هستند. يعني هسته‌ي اتم آنها به طور طبيعي متلاشي مي‌شود و پيوسته ذرات پرسرعتي از خود بيرون مي‌دهد كه بيشتر به شكل اشعه‌ي آلفا و اشعه‌ي بتا هستند. همراه با اشعه‌ي آلفا و بتا اشعه‌ي ديگري به نام اشعه ي گاما كه بسيار پرانرژي است تابش مي‌شود. نيم عمر[2] اورانيم 235 و 238 به ترتيب 700 ميليون و 4.5 ميليارد سال است. بنابراين، ايزوتوپ‌هاي اورانيم ناپايدار هستند و در نهايت به يكي از ايزوتوپ‌هاي غيرراديواكتيو سرب تبديل مي‌شوند.

هنگامي كه يك نوترون به هسته‌ي يك اتم اورانيم 235 برخورد مي‌كند آن را به دو جزء مي‌شكافد. بر اثر شكافت اين هسته اين هسته انرژي بسيار زيادي به صورت گرما آزاد مي‌شود. همچنين در اين واكنش دو نوترون يا بيشتر آزاد مي‌شود. اين نوترون‌ها نيز مي‌توانند هسته هاي ديگري را بشكافند و انرژي و نوترون بيشتري آزاد كنند. اين سلسله‌ي شكافت‌هاي هسته اي را واكنش زنجيري هسته اي مي‌نامند. نخستين بار اتو هان، دانشمند آلماني، در سال 1938 م، موفق به شكافت اورانيم شد. واكنش زنجيري هسته‌اي در دستگاهي به نام رئاكتور هسته اي انجام مي‌گيرد. از انرژي گرمايي ناشي از شكافت هسته‌اي در نيروگاه‌هاي اتمي براي توليد الكتريسيته استفاده مي‌كنند.

اورانيم 235 تنها ايزوتوپ طبيعي اورانيم است كه به آساني شكافته مي‌شود، اما مقدار آن فقط 0.71 درصد اورانيم طبيعي است. اورانيم 238 كه به سختي شكافته مي‌شود 99.28 درصد اورانيم طبيعي را تشكيل مي‌دهد. مقدار اورانيم 234 در طبيعت 0.0054 درصد است.

مهمترين سنگ‌ معدن‌هاي اورانيم عبارتند از: پچبلنده، اورانينيت ،كوفينيت ،برانريت، توربرنيت و كارنوتيت. پچبلنده مخلوطي از اكسيدهاي گوناگون اورانيم است وبيش از هر سنگ معدن ديگري اورانيم دارد، يعني در حدود 45 تا 85 درصد. تاكنون مقدار اورانيم خالص در همه‌ي سنگ معدن‌هاي دنيا را در حدود 23 ميليون تن برآورد كرده‌اند. مهمترين ذخيره‌هاي اورانيم در زئير، كانادا، چك‌، استراليا، ايالات متحده امريكا و اتحاد جماهيرشوروي(سابق) قرار دارد. از راه رديابي اشعه‌ي راديواكتيو اورانيم به وسيله‌ي ابزارهاي ويژه‌اي به نام شمارگر‌گايگر، به محل ذخيره‌هاي سنگ معدن اورانيم پي مي‌برند. پس از استخراج سنگ معدن‌، نخست آن را آسيا مي‌كنند. بعد آن را به كارخانه‌ي تغليظ مي‌برند و تا آنجا كه امكان دارد از سنگ معدن‌هاي ديگر جدا مي‌كنند. سپس با استفاده از مواد شيميايي گوناگون، ناخالصي‌هاي آن را جدا مي‌كنند. محصول اين كارخانه ماده‌اي است به نام كيك زرد است. اين ماده را با فلوئور تركيب مي‌كنندو سپس به كارخانه‌ي غني‌سازي مي‌برند تا درآنجا ايزوتوپهاي مختلف را از يكديگرجدا كنند. اساس روشهايي كه‌در بيشتركارخانه‌هاي غني‌سازي اورانيم به‌كار ‌مي‌رود تفاوت جرم اتمي ايزوتوپهاست. اورانيم غني شده نسبت به اورانيم طبيعي درصد بيشتري اورانيم 235 دارد. در رئاكتورهاي هسته‌اي اورانيمي كه در حدود 3 درصد اورانيم235 دارد استفاده مي‌شود. ولي در سلاحهاي هسته‌اي از اورانيمي كه در حدود 90 درصد غني شده استفاده مي‌كنند.

بيشتر از 2000 سال است كه بشر از اورانيم و تركيبهاي آن استفاده مي‌كند. تقريباً تا 100 سال پس از كشف اورانيم، در درجه‌ي اول از آن به عنوان ماده‌اي براي رنگي كردن شيشه استفاده مي‌شد. اما پس از اينكه نخستين واكنش زنجيره‌اي هسته‌اي مهار شده، در سال 1942م، زير نظر انريكو فرمي، فيزيكدان ايتاليايي و با استفاده از اورانيم به عنوان ماده‌ي شكافت‌پذير انجام شد؛ اورانيم بيشتر براي توليد انرژي هسته‌اي به كار مي‌رود. از كاربردهاي صلح‌جويانه‌ي اورانيم تهيه‌ي سوخت هسته‌اي مورد نياز زيردريايي‌ها و نيروگاه‌هاي هسته‌اي است. در ساختن بمب‌اتمي و سلاح‌هاي‌هسته‌اي نيز از همين فلز استفاده مي‌كنند. دانشمندان ويژگي پرتوزايي اورانيم و تبديل‌نهايي آن به سرب، براي تعيين سن‌بعضي سنگهاو اشياي‌قديمي استفاده مي‌كنند.

اورانيم در ايران در دهه‌ي اخير، كارشناسان سازمان‌اتمي ايران عمليات گسترده‌اي را براي اكتشاف ذخيره‌هاي اورانيم در ايران شروع كرده‌اند. تاكنون حوزه‌هاي مناسبي در مركز ايران از جمله در پشت بادام، بافق، انارك و ساغند و نيز در آذربايجان كشف كرده‌اند. اكنون كارشناسان‌مشغول بررسي وتخمين ظرفيت‌ ذخيره‌ها هستند. سنگ معدن‌هاي يافت شده در ايران، بيشتر از نوع پچبلنده و اورانينيت است. هنوز مشخص نيست كه استخراج اين ذخيره‌ها اقتصادي خواهد بود يا خير. 

مبناي كار بمبهاي هسته‌اي 

مقدمه

ذرات زير اتمي داراي خاصيتي به نام اسپين هستند كه يك واژه ي انگليسي و به معني «چرخش» است. اين خاصيت را مي‌توان به چرخش يك فرفره به دور يك محور تشبيه كرد. آنچه حقيقتاً يك اسپين معرف آنست، عبارت از منظر ذره هنگام نگاه كردن به آن از جهات مختلف.

وقتي يك ذره همانند نقطه‌اي از جهات مختلف شكلي مشابه داشته باشد، آن را ذره‌ي اسپين 0‌ گويند. برعكس وقتي دره‌اي را اسپين 1 نامند كه همانند يك فلش از جهات مختلف متفاوت به نظر آيد و بايد يك مدار كامل (360 درجه) را دور بزند تا اين كه منظر سابق خود را به دست آورد. هنگامي ذره اسپين 2 است كه همانند يك فلش دو سر مي‌باشد يعني بايد يك نيم مدار (180درجه) بچرخد تا مشابه منظر سابق گردد. همچنين ذراتي هستند كه بايد دوبار مدار را طي نمايند تا منظر اصلي را بيابند. در چنين حالتي ذره را اسپين 2/1 گويند.

با توجه به اين خواص، تمام ذرات در جهان را مي‌توان به دو گروه تقسيم كرد:

1- ذرات اسپين 2/1 تشكيل دهنده‌ي ذرات ماده در جهان هستي هستند.

2- ذرات اسپين 0و 1و 2 شامل نيروهايي كه بر ذرات ماده اثر مي‌گذارند و به آنها ذرات حامل نيرو يا محازي گويند.

هنگامي كه يك ذره‌ي ماده مانند الكترون يا كوارك از خود ذره‌اي حامل نيرو ساطع مي‌نمايند، سرعت ذره‌ي ماده تغيير مي‌يابد. همچنين اگر ذره‌ي حامل نيرو به يك ذره‌ي مادي برخورد نمايد، جذب آن شده و موجب تغيير سرعت ذره‌ي ماده مي‌گردد.

در ذرات مادي دو ذره ي ماده‌ي مشابه نمي‌توانند در يك حالت وجود داشته باشند اما ذرات حامل نيرو از اين اصل تبعيت نمي‌كنند. اين خاصيت بدان معني است كه محدوديتي در تعداد ذراتي كه تبادل مي‌يابند و يا توليد نيرو مي‌كنند وجود ندارد.

ذرات حامل نيرو را ذرات مجازي يا بالقوه نيز گويند زيرا برعكس ذرات حقيقي به وسيله‌ي دستگاه هاي ردياب نمي‌توان به وجودشان پي برد بلكه فقط مي‌توانيم وجودشان را از اندازه گيري اثراتشان دريابيم. ولي در بعضي از حالات مي‌توان ذرات، اسپين 0 و 1 و 2 را همانند ذرات حقيقي مستقيماً رديابي نمود و اين در حالتي است كه اين ذرات، توليد موج نمايند (مانند امواج نور). بدين ترتيب با توجه به حالات مربوط، بعضي ذرات حامل نيرو مانند فوتون مي‌توانند در يك حالت حقيقي و در حالت ديگر مجازي باشند.

نيروهاي چهارگانه حكمفرما بر طبيعت 

ذرات عامل نيرو را مي‌توان برحسب شدت نيروي مورد حمل و ذراتي كه با آنها اثرات متقابل دارند در چهار طبقه گروه بندي نمود. كه به شرح زير است:

1- نيروي جاذبه: اين نيرو جهاني است يعني هر ذره در جهان هستي اثر نيروي جاذبه را بر حسب جرم و انرژي‌خود دريافت مي‌نمايد. نيروي جاذبه ضعيفترين نيروي جهان هستي است، بطوري كه نمي‌توان آن‌را بدون دو خاصيت ويژه‌اش ملاحظه كرد. اين دو خاصيت مهم عبارتند از:

- اين نيرو از فاصله‌ي دور اثر مي‌گذارد،

- اين نيرو هميشه جاذب است.

به عبارت ديگر، نيروي جاذبه‌ي بين دو ذره‌ي يك جسم خيلي ضعيف است ولي وقتي اين ذرات با هم جمع شده و جسم بزرگي مانند كره‌ي زمين يا خورشيد را تشكيل دهند، اثر آن كاملاً قابل ملاحظه مي‌گردد.

نيروي جاذبه بين دو ذره را با ذره‌اي حامل نيرو با اسپين 2 به نام گراويتون توجيه مي‌گردد. نيروي جاذبه‌ي بين زمين و خورشيد عبارت است از تبادل گراويتون بين ذرات ماده‌ي تشكيل دهنده‌ي اين دو كره مي‌باشد. ذره‌ي گراويتون، يك ذره‌ي مجازي است ولي اثرات قابل اندازه‌‌گيري توليد مي‌نمايد. اين نيرو در ذرات زير اتمي تأثير چنداني ندارد.

2- نيروي الكترومغناطيس: تبادلات بين ذرات كه داراي بار الكتريكي هستند، نيروي الكترومغناطيسي ناميده مي‌شود. اين نيرو شامل ذرات بدون بار الكتريكي همچون گراويتون نمي‌گردد. مي‌دانيم كه دو نوع بار الكتريكي وجود دارد. يكي مثبت و ديگري منفي. نيروي بارهاي همنام دافعه و ناهمنام جاذبه است.

در اجسام بزرگ اين دو بار تقريباً برابر و تأثير چنداني ندارد. اما در مقياس اتمها و مولكولها اين نيروحاكم است. يعني جاذبه‌ي الكترومغناطيسي بين الكترونها با بار منفي و پروتونها با بار مثبت در هسته‌ي اتم موجب حركت الكترونها به دور هسته مي‌گردد. جاذبه الكترومغناطيسي به علت تبادل تعدادي ذره‌ي مجازي و بدون جرم با اسپين 1 است. كه فوتون ناميده مي‌شود.

3- نيرو يا برهمكنش هسته‌اي ضعيف: سومين نيروي جهان است كه مسئول پديد‌ه‌ي راديواكتيويته بوده و بر كليه‌ ذرات اثر مي‌كند. اين اثر شامل سه ذره با اسپين 1 است كه به آنها بوزون گويند.

اگر تنها نيروي قوي در هسته ها فعال بود آن وقت بيشتر هسته‌ها به شدت مقاوم مي‌گشتند. اگر چه ما از تجربه‌هاي خود مي‌دانيم كه هسته‌هاي معين(مانند اورانيم) چنان فشرده‌اند كه بطور خودكار مي‌شكنند و قطعات كوچكتري را كه راديواكتيويته مي‌ناميم آزاد مي‌كردند. بطور ساده در اين عناصر هسته‌ها مقاوم و يكپارچه نمي‌باشند. بنابراين نيروهاي ضعيفتر بايد در كار باشند، يكي از اين نيروها كه به راديواكتيويته حكومت مي‌نمايد و مسئول يكپارچه نبودن هسته‌هاي سنگين مي‌باشد را نيروي ضعيف مي‌نامند.

4- نيرو يا برهمكنش هسته‌اي قوي: چهارمين نيروي جهان هستي است كه 1000 مرتبه شديدتر از نيروي الكترومغناطيس. 1014 مرتبه شديدتر ازنيروي هسته‌اي ضعيف و بالاخره1040 مرتبه شديدتر از نيروي جاذبه مي‌باشد.

باور عموم بر آن است كه ذره ديگري به نام گلوئون، با اسپين 1، اين نيرو را حمل مي‌‌كند و تنها با خودش و نيز با كوارك ها وارد كنش و واكنش مي‌گردد. نيروي هسته‌اي قوي ويژگي عجيبي دارد به نام تحديد: اين ويژگي ذرات را بگونه‌اي در كنار يكديگر قرار مي‌دهد كه هيچ رنگي‌حاصل نگردد. نمي‌توان يك كوارك تنها را يافت چرا كه به ناچار رنگي است (سرخ، سبز يا آبي). در عوض يك كوارك سرخ بايد با يك «رشته» گلوئون به يك كوارك سبز و يك كوارك آبي متصل گردد(سرخ+سبز+آبي=سفيد). اين مجموعه سه تايي يك پروتون يا يك نوترون بوجود مي‌آورد. امكان ديگر، زوجي مركب از يك كوارك و يك پاد كوارك است (سرخ+ پادسرخ يا سبز+ پاد سبز يا آبي= سفيد) چنين تركيباتي، ذره‌اي به‌نام مزون شكل مي‌دهند كه ناپايدارند زيرا كوارك و پاد كوارك مي‌توانند يكديگر را نابود كنند و الكترون و ذره‌هايي توليد نمايند. به همين سان، خاصيت تحديد مانع از آنست كه يك نوئرون تنها بماند، چرا كه گلوئون ها هم داراي رنگ مي‌باشند.

نيروي هسته‌اي قوي ويژگي ديگري به نام آزادي مجانب‌وار دارد كه مفهوم كوارك و گلوئون را كاملاً تعريف مي‌نمايد. در انرژي‌هاي معمولي، نيروي هسته‌اي قوي، براستي قوي است، و موجب پيوستگي فشردگي كوارك ها به يكديگر مي‌گردد. اما آزمايش با شتابدهنده‌هاي ذره عظيم نشان مي‌دهد كه در انرژي‌هاي بالا نيروي هسته‌اي قوي، بسيار ضعيف مي‌شود و كوارك ها و گلوئون ها كمابيش مثل ذرات آزاد رفتار مي‌كنند.(كه در خورشيد چنين مي شود)

اين نيرو در نوترون و پروتون، كوارك ها را در كنار هم نگه مي‌دارد و در هسته اتم، نوترون ها و پروتونها را دور هم جمع مي‌كند اما تنها چند عنصر مي‌توانند موازنه‌ي حساس بين نيروي قوي (كه قصد دارد هسته را به گرد هم نگه دارد) و نيروي الكتريسيته دافع (كه قصد دارد هسته را از هم متلاشي كند) ابقا نمايند و كمك مي‌كند تا بيان شود كه چرا در طبيعت فقط حدود يكصد عنصر شناخته شده موجود مي‌باشد. فراتر از يكصد پروتون در هسته، حتي نيروي هسته‌اي قوي به سختي بر نيروي الكتريكي دافعه بين اين پروتون ها غلبه مي‌كند.

وقتي كه به هسته‌هايي كه نيروي هسته‌اي ضعيف بر آنها اثر كرده و متزلزلشان كرده نوتروني پرتاب كنيم باعث مي‌شود كه هسته تاب تحمل خود را نداشته باشد و بشكند، در نتيجه مقداري نيروي هسته‌اي قوي ناگهان آزاد مي‌گردد و اثر فاجعه آميزي ايجاد مي‌كند. بطور مثال وقتي كه هسته‌ هاي اورانيم در بمب اتمي شكافته شود، انرژي‌ زيادي كه در هسته ذخيره شده است، به شكل انفجار هسته‌اي رها مي‌شود. اين انرژي آزاد شده توسط نيروي قوي بسيار بيشتر از انفجار شيميايي است كه تحت فرمان نيروي الكترومغناطيس توليد مي‌شود. همين نيرو علت انرژي توليدي در بمب‌هاي هسته‌اي را نيز توجيه مي‌كند.


بمب هيدروژن      H-Bomb 

بسيار مخربتر از بمب اتمي است. انرژي بمبهاي هيدروژني از عمل همجوشي هسته‌اي (فوزيون) اتمهاي هيدروژن به دست مي‌آيد كه در آن اتمهاي سبكتر با يكديگر تركيب مي‌شوند و اتمهاي سنگينتر توليد مي‌كنند.

نوعي از بمب هيدروژني بمب‌نوتروني ناميده مي‌شود. اين بمب براي كشتن افراد، بدون آسيب‌رساندن به تأسيسات اطراف محل انفجار، ساخته شده است. ميزان تابش اشعه‌ي ‌مرگبار بمبهاي‌نوتروني هنگام انفجار بسيار زياد وميزان گرما و فشار هواي ايجاد شده كم است. ميزان‌تابش يك بمب‌نوتروني يك كيلو تني برابر تابش يك بمب‌ ا‌تمي ده كيلو تني است. بر اثر انفجار بمب‌هيدروژني، گلوله‌ي آتشين و بسيار بزرگي كه گاه قطر آن به چندكيلومتر مي‌رسد، ايجاد مي‌شود. همراه آن ابري ناهموار و پيچيده شبيه گل‌كلم، به ارتفاع چندين كيلومتر وگستردگي چندصد كيلومتر به‌وجود مي‌آيد. ذرات‌راديواكتيو، همراه ‌اين ابر، پراكنده‌مي‌شوند و محيط را آلوده، گياهان را مسموم‌و انسان و جانوران‌را بيمار مي‌كنند.

در سال 1952 م ، ايالات متحد امريكا اولين بمب هيدروژني را كه قدرت انفجار آن 10.4 مگاتن بود در جزاير مرجاني بيكيني(Bikini) در اقيانوس آرام، آزمايش كرد. دو سال پس از آن اتحاد جماهير شوروي نيز اقدام به ساخت بمب هيدروژني كرد و در سال 1961م، بزرگترين بمب هيدروژني ساخته شده تا آن زمان را آزمايش كرد. قدرت انفجار اين بمب 58 مگاتن گزارش شد.

بمبهاي هيدروژني انواع متفاوتي دارند كه در اينجا به يكي از آنها اشاره مي‌شود.

بمب هيدروژني ليتيم دوتريمي 

براي اين كه با هيدروژن بتوان عمل فوزيون را انجام داد به انرژي بسيار زيادي نياز است به همين دليل براي مصرف انرژي كمتر و سرعت بيشتر از ايزوتوپ هاي آن دوتريم و تريتيم استفاده مي‌شود. اتم هيدروژن داراي يك پروتون در هسته و يك الكترون در مدار به دور هسته است در حالي كه اتم دوتريم داراي يك پروتون و يك نوترون در هسته و يك الكترون در مدار است و تريتيم داراي يك پروتون ‌و دو نوترون در هسته و يك الكترون در مدار مي‌باشد.

بمب هيدروژني بر سه اصل شكست - همجوشي - شكست عمل مي‌كند. بدواً انفجار به وسيله‌ي يك شارژر تي ان تي كه ماده‌ي منفجره‌ي كلاسيك است شروع مي‌شود. اين انفجار موجب مي‌گردد كه عمل شكست هسته شروع و انجام شده و مقادير كافي اورانيم 235 آزاد گردد و در نتيجه فعل و انفعالات زنجيره‌اي بدون كنترل آغاز مي‌گردد.

در اثر فعل و انفعالات زنجيره‌اي زياد نوترون و نيز گرما حاصل شده كه روي اتمهاي ليتيم 6 و دوتريم كه در استوانه‌ي مركزي بمب انبار شده است اثر نموده در نتيجه ليتيم تبديل به تريتيم مي‌شود. حرارت فوق‌العاده زياد محيط مخلوط شده وتشكيل پلاسما مي‌دهند. ذرات پلاسما به هم آميخته (فوزيون) و تشكيل هليم 4 مي‌دهد كه توأم با انفجار گرما هسته‌اي مي‌باشد. انفجارگرما هسته‌اي موجب آزاد شدن زيادتر نوترون ها شده و نوترونها شروع به بمباران ديواره‌ي داخلي بمب كه از اورانيم 238 تشكيل يافته نموده و بالاخره با ايجاد الكترونها آخرين مرحله‌ي فعل و انفعالات با انفجار مهيب بمب همراه است. تمام مراحل سه گانه‌ييد شده در يك لحظه‌ي فوق العاده‌ كوتاه در بمب انجام مي‌شود.

جوش هسته‌اي (در خورشيد) 

در شكافت هسته، يك هسته سنگين به هسته‌هاي سبكتر تبديل مي‌شود در صورتيكه عمل جوش هسته‌اي عكس آن است، بدين ترتيب كه در عمل جوش چند هسته سبك به هسته سنگينتر تبديل مي‌شود. براي آنكه جوش هسته صورت گيرد بايد هسته يك اتم با انرژي بسيار زياد به هسته اتم ديگر برخورد كند براي مثال در خورشيد براي تأمين چنين انرژي زيادي دماي 15 ميليون درجه سانتيگراد و تحت فشار 200 ميليارد اتمسفر نياز است تا پروتون ها متزلزل شوند.

يكي از نمونه هاي جوش هسته‌اي، پيوند هسته‌ هاي هيدروژن و تبديل آنها به هليم در خورشيد است. در اين فعل و انفعال دائماًً مقداري جرم به انرژي تبديل مي‌شود به طوري كه درهر ثانيه 564  ميليون تن هيدروژن مصرف و 560 ميليون تن هليم تشكيل مي‌شود و 4 ميليون تن به انرژي گرمايي معادل 1023*3.83 كيلووات آزاد شده و به طور پيوسته به فضاي اطراف صادر مي‌كند فعل و انفعال به صورت زير است:

11H + 11H      21H + e  ++ v 

21H ايزوتوپ هيدروژن (دوتريم) و e  + پوزيترون[3] و v نوترينو[4] مي‌باشد.

از تركيب 21H با هيدروژن معمولي خواهيم داشت:

21H + 11H      32He + g 

و از تركيب دو ذره ايزوتوپ هليم (32He) و دو اتم هيدروژن بدست مي‌آيد.

32H + 32H      42H + 11H + 11H  

به طور خلاصه فعل و انفعالات تبديل هيدروژن به هليم به صورت زير نوشت:

4 11H      42H + g + 2 e  + + 2v 

يعني چهار هسته اتم هيدروژن در دماي بسيار زياد به هسته هليم تبديل مي‌شود و در اين تبديل 25.7 MeV انرژي آزاد مي‌گردد.

منابع و مآخذ 

فراسوي انيشتين «تئوري ابر ريسمانها»/ مؤلف دكتر ميچوكاكو و جنيفر ترينر/مترجم حميد رضا جودير/ انتشارات ايمان/ چاپ اول

تاريخچة زمان/ اثر استيون هاوكينگ/ترجمة محمد رضا محجوب/ نشر شركت سهامي انتشار / چاپ نهم 1384

ماده ، انرژي و جهان هستي/ اثر دكتر منوچهر بهرون/ انتشارات نشر و پژوهش فروزان روز/ چاپ اول 1375

فرهنگنامة كودكان و نوجوانان ج 4/ اثر شوراي كتاب كودك/ ناشر شركت تهيه و نشر فرهنگنامه كودكان و نوجوانان/ چاپ اول1377

فرهنگنامة كودكان و نوجوانان ج6/ اثر شوراي كتاب كودك/ ناشر شركت تهيه و نشر فرهنگنامه كودكان و نوجوانان /چاپ اول1379

انرژي اتمي از سري كتاب هاي چرا و چگونه ج7/ اثر دكتر اريك اوبلاكر/ ترجمة بهروز بيضايي/ناشر انتشارات قدياني/چاپ چهارم پاييز 1374

كتاب فيزيك سال چهارم آموزش متوسطه ي عمومي رياضي فيزيك/ تأليف ابواقاسم قلمسياه و محمد علي پيغامي/ نشر آموزش و پرورش /سال 1361



[1] يك كيلوتن برابر است با انرژي آزاد شده 910 تن متري ماده ي منفجره تي. ان. تي

[2] نيم عمر يك ايزوتوپ راديواكتيو، مدت زماني است كه طي آن نصف اتمهاي آن متلاشي مي شود و راديواكتيويته ي آن نصف شود. 

[3] Positron  ذره اي مشابه الكترون اما با بار مثبت كه ضد ماده ي آن نيز هست.

[4] Neutrino ذره بنيادي به معني نوترون كوچك است كه خنثي با واكنش پذيري بسيار كم است كه جرم در حال سكون آن تقريبا صفر است.

 

   + پارسا هوشمند ; ۸:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٢/۱٦
comment نظرات ()

ميرزا تقي خان امير كبير

 

فهرست

 

مقدمه……..…………………………………………………………..1

ميرزا تقي خان اميركبير…….….....………………………………….2

ماموريت هاي اميركبير در خارج از كشور…….…..………………3

اميركبير پس از رسيدن به مقام صدر اعظمي…….…..…………….4

اقدامات مهم اميركبير………………………………………………..5

شروع مخالفت ها و پايان كار اميركبير…………………………….8

منابع و مآخذ…….……………………………………………….…..9


 

مقدمه

ميرزا تقي خان اميركبير و بزرگترين مرد سياسي دو قرن اخير ايران و از بزرگترين وزراي ايران در دوره ي اسلامي است.

او مردي واقع بين ، دانا و سياستمدار بود اقدامات او در طي حدوداً چهار سال صدارت سبب شد نقطه ي عطفي در آن روزگار ايجاد كرد د تا اوضاع بسيار ناگوار ايران آن زمان بهبود يابد و جهشي بزرگ و تأثيرگذار در اوضاع مملكتي آن زمان و حتي تا كنون ايجاد شود.

او كه از عوام بود به سبب هوش و لياقتي كه داشت توانست به مقامات و درجات بالا برسد و نام خود را در تاريخ ايران و جهان جاودان سازد.

همان گونه كه واتسون انگليسي مي‌نويسد نسل تازه ايران را نمي‌توان به كلي سست و فرسوده شمرد چه مي‌‌تواند مردي چون ميرزا تقي‌خان به وجود آورد او در ميان رجال مشرق زمين كه تاريخ جديد نام آنها را ثبت كرده مقام بي‌همتائي را داراست. امير نظام همان كسي است كه ديوژن در روز روشن با چراغ در پي او مي‌‌گشت او سزاوار است كه به نام اشرف مخلوقات خداوند به‌شمار آيد.

 

ميرزا تقي خان اميركبير

ميرزا تقي خان اميركبير (1268- حدود 1222 هـ ق) نخستين صدر اعظم ناصر الدين شاه قاجار بود كه به اصلاحات مهمي در زمينه هاي اجتملاعي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي دست زد.

ميرزا تقي خان در هزاوه از روستاهاي ناحيه فراهان اراك به دنيا امد. پدرش محمد باقر نام داشت و آشپز ميرزا بزرگ قائم مقام، از دولتمردان اوايل دوره ي قاجار، بود. زماني كه ميرزا بزرگ به عنوان وزيراعظم عباس‌ميرزا، وليعهد فتحعلي شاه و حاكم آذربايجان انتخاب شد، ميرزا تقي خان نيز همراه پدرش به تبريز رفت. پس از مرگ ميرزا بزرگ، پسرش ميرزا ابوالقاسم قائم مقام وزير اعظم عباس ميرزا شد. ميرزا ابوالقاسم قائم مقام كه متوجه استعداد فراوان ميرزا تقي خان شده بود اجازه داد تا او همدرس و منشي او شد سپس به خدمت ميرزا محمدخان زنگنه امير نظام آذربايجان درآمد و به معاونت او رسيد. پس از مرگ محمدخان زنگنه در 1275 هـ ق، رياست نظام آذربايجان به عهده او داشته بود.


 

ماموريت هاي اميركبير در خارج از كشور

ميرزا تقي خان در مدت خدمتش در آذربايجان به سه ماموريت خارج از كشور رفت. نخستين ماموريت او زماني بود كه گريبايدوف، سفير روسيه، در تهران كشته شد و او همراه خسرو ميرزا ، پسرعباس ميرزا و محمد خان زنگنه ، براي عذر خواهي از دولت روسيه در سال 1244 هـ ق به سنت پطرزبورگ رفت. در مدت ده ماهي كه در روسيه بود فرصت يافت تا چند مدرسه عمومي، خصوصي، فني و نظامي، چند كارخانه ي كالسكه‌سازي و شيشه‌سازي، بانك و اتاق بازرگاني، تئاتر، وزارتخانه و اداره هاي مختلف روسيه را از نزديك ببيند . در ماموريت دوم در سال 1253 هـ ق ، ناصرالدين ميرزا وليعهد را كه بيش از هفت سال داشت. در سفر به ايروان همراهي كرد سومين ماموريت او براي حل اختلاف مرزي مابين ايران و عثماني بود. در اين سفر اميركبير سرپرستي هيئت نمايندگي ايران را در كنفرانس ارزروم به عهده داشت و نزديك به چهار سال (1263-1259 هـ ق) در اين شهر ماند در اين مدت با نمايندگان عثماني و روسيه و انگلستان مذاكراتي طولاني كرد. او در سال 1261 هـ ق به اختلافهاي دو دولت ايران و عثماني پايان داد و سر انجام توانست حقوق ايران را در محمره (خرمشهر) و ساحل چپ اروندرود و حق كشتيراني ايران در اين قسمت را در اين قسمت محفوظ نگاه دارد. در اين سفر بود كه از سياست هاي بين المللي و هدفهاي سياسي انگليس و روسيه در ايران آگاهي يافت و در نتيجه زماني كه به صدر اعظمي انتخاب شد كوشيد تا سياست مستقلي پيش گيرد.


 

اميركبير پس از رسيدن به مقام صدر اعظمي

پس از در گذشت محمد شاه در ششم شوال سال 264 هـ ق در تهران، چون ناصر الدين ميرزا وليعهد جوان بود و دور از پايتخت زندگي مي‌‌‌‌كرد مدعياني براي تاج و تخت پيدا شدند. ميرزا تقي ان نخست وليعهد را در چهاردهم شوال در تبريز، در حضور نمايندگان كشور هاي خارجي بر تخت نشاند و پس از مرتب كردن قشون، همراه شاه از تبريز به سوي تهران حركت كرد. به طوري كه ظرف مدت چند روز دوازده ارابه توپ و هشت هنگ سرباز و مقداري تجهيزات آماده ساخت و شاه را از تبريز به سوي تهران حركت داد ناصر الدين شاه نخست او را امير نظام و سپس مقام صدارت اعظم را به او داد و او را اميركبيري و اتابك اعظم لقب داد و سپس از آن كه در هيجده ذيعقده 1264 هـ ق به تهران رسيد در 22 شب ذيقعده او را با اختيارات كامل به صدر اعظمي بر گزيد و يك توپ جامه ي مفخر و مطرز به مرواريد به ميرزا تقي خان داد. سال بعد اميركبير به امر شاه با عزت الدوله. خواهر ناصرالدين شاه، ازدواج كرد.

زماني كه اميركبير به صدر اعظمي برگزيده شد اوضاع ايران نابسامان و خزانه‌ي كشور خالي بود. ماموران خارجي در كارهاي كشور دخالت مي‌كردند. نظم و ترتيب در اداره ي كشور وجود نداشت. راهها ناامن بود و حتي به هنگام شب. رفت و آمد در كوچه هاي پايتخت خطرناك بود. بعضي از ايلات و عشاير از اطاعت دولت مركزي سرپيچي مي‌كردند. فرمانداران شهرستان ها از حكومت مركزي فرمان نمي‌بردند. پيروان علي محمد باب[1] و مديان سلطنت در گوشه و كنار كشور اخلال مي‌كردند ، و حسن خان سالار ، پسر اللهيار خان اصف الدوله قاجار ، نيز در خراسان سر به شورش برداشته بود و ادعاي استقلال و پادشاهي داشت.


 

اقدامات مهم اميركبير

اميركبير كه وضع خراب و در هم و برهم و تشكيلات ويران و از هم پاشيده ي داخل كشور را به خوبي مي‌دانست درجه اول شروع به تصفيه ي دستگاههاي دولتي و عزل و نصب ماموران كشوري و لشكري نمود و براي تصدي هر شغلي شايسته ترين و صديقترين افراد را انتخاب كرد و رشته ي هر كار را به اهلش سپرد. بعد از تقسيم كارها به اصلاح دارايي هاي كشور پرداخت و وقتي كه دفتر خرج و دخل مملكتي را بررسي كرد جمع مخارج را دو كرور[2] (يك ميليون) تومان بيشتر از درآمد كل كشور يافت براي توازن دخل و خرج به اصلاحات زير دست زد:

1- طرز وصول درآمد را تغيير داد و وصول درآمد را از روي مميزي به طور عادلانه مقرر داشت برخي از مالياتهاي بي موضوع ملغي ساخت و در بعضي موارد ماليات جديدي وضع كرد.

2-  از هزينه هاي بي موضوع و حقوق گزاف درباريان و شعرا و شاهزادگان و حتي شاه تا حدي كه ممكن بود كاست. اين امر يعني كم كردن حقوق درباريان و شاهزادگان و ديگر اشخاص موجب خشم و غضب دروني آنان گرديد و دلها را از كينه‌ي اميركبير پر كرد.

3- از بخشش ها و هزينه هاي بي مورد جلوگيري كردو نگذاشت مشتي متملق اخاذ كه دور شاه را گرفته بودند به عناوين مختلف اخاذي و جيب خود را پركنند.

4- از دست اندازي شاه به خزانه و جواهرات سلطنتي ممانعت به عمل آورد.

5- هزينه و درآمد كل كشور را طوري حساب كرد كه در سال مجموع كل درآمد دوكرور تومان بيش از مجموع كل مخارج كشور باشد و اين دو كرور تومان براي احتياط در خزانه ي دولت ذخيره شود تا اگر موقعي دولت به خواهد لشكركشي و يا خرج اساسي نمايد سيم و زر در خزانه دولت به حد كافي موجود باشد.

 ابتدا افراد شايسته را به كارهاي دولتي گماشت و سپس به شورش ها پايان داد و در شهر ها و راهها امنيت به وجود آورد. پس از آن به اصلاح وضع اقتصادي، اداري و فرهنگي كشور دست زد براي رسيدگي به ميزان درآمد و هزينه ي كشور و اصلاح وضع اقتصادي هيئتي برگزيد. حقوق گزاف شاهزادگان و وابستگان به دربار را قطع يا بسيار كم كرد ، جلوي رشوه خواريها را گرفت و براي هر ماموري به تناسب كارش حقوقي معين كرد. به حمايت از بازرگانان و تجارت داخلي و خارجي پرداخت. گروهي را براي آموختن صنايع به اروپا فرستاد. به حمايت از صنايع داخلي پرداخت و صنعتگران را به توليد فرآورده‌هاي مورد نياز كشور تشويق كرد. بر اثر حمايت از صنايع داخلي كارخانه هاي كالسكه سازي ، سماورسازي ، شيشه سازي و سفالينه سازي تاسيس شد. بافت پارچه هاي مختلف ابريشمي ، ماهوت ، مخمل رواج يافت ، به طوري كه اطلس ، مخمل ، زري ، و شالاي اميري كرمان ، اصفهان ، يزد ، و كاشان بازار شالهاي شميري و پارچه هاي خارجي را از رونق انداختند. كشاورزي را توسعه داد و كشت نيشكر را در خوزستان و مازندران و كشت زعفران را در خراسان و كشت پنبه را در اروميه تشويق كرد. در تهران بازاري جديد (بازار امير) و دو ميدان بزرگ (سبزه ميدان و توپخانه) ساخت و براي تامين آب پايتخت از كرج تا تهران نهري بزرگ حفر كرد. براي ساختن پل و سد در خوزستان دستور هايي داد و گروهي را براي اجراي اين دستورها به آن منطقه فرستاد.

اميركبير ، كه در زمان عباس ميرزا در تبريز از فنون نظامي اطلاع يافته بود ، به اصلاح سپاه ايران نيز دست زد. مستشارهايي از كشورهاي ايتاليا و اتريش كه سياست بي طرفانه اي نسبت به ايران داشتند ، استخدام كرد و سپاه منظمي به وجود آورد. به تشويق او ساختن تفنگ و بعضي از وسايل جنگي در ايران آغاز شد و كارخانه هاي اسلحه سازي در تهران ، خراسان ، آذربايجان ، فارس و اصفهان به وجود آمد

از كارهاي مهم اميركبير در زمينه ي فرهنگي تاسيس مدرسه ي دارالفنون و اسخدام عده اي معلم اتريشي براي تدريس در آنجا بود. رشته ي نظام در زمان صدارت او افتتاح شد. اما پايان ساختمان مدرسه و آغاز كار رشته هاي ديگر آن سه ماه پس از بركناري او صورت گرفت. يكي از كارهاي برجسته ي فرهنگي او نيز انتشار روزنامه ي وقايع اتفاقيه است.

اميركبير در كارهاي قضايي و روابط ايران با كشور هاي خارجي نيز اصلاحاتي نجام داد فقيهان پرهيزگار را به كارهاي قضايي گماشت و براي جلوگيري از رابطه ي درباريان و ماموران دولتي با خارجيان اداره ي سري مخصوصي به وجود آورد به وضع سفارتخانه هاي ايران در خارج سامان داد و سفيران و نماينگان كشور هاي خارجي را وادار كرد كه با دولت ايران همچون دولتي مستقل رفتار كنند.


 

شروع مخافت ها و پايان كار اميركبير

اين اقدامات در ايران آشفته ي آن روز دگرگوني هاي مهمي به وجود آورد اما دشمنان داخلي و خارجي اميركبير كه وجود او را مانع رسيدن به خواستهاي خويش مي‌ديدند براي بركناري او تلاش مي‌كردند ابتدا ناصر الدين شاه در برابر توطئه هاي آنها مقاومت مي‌كرد اما مخالفان از جواني شاه و بي تجربگي شاه و نفوذ فوق العاده ي مهد عليا مادر او كه از دشمنان سر سخت اميركبير بود ، استفاده كردند. آنها به شاه قبولاندند كه اميركبير قصد دارد او را بركنار كند و حكومت ايران را در دست بگيرد.

در سال 1268 هـ ق شاه اميركبير را نخست از صدر اعظمي و سپس از اميرنظامي بركنار كرد و به كاشان تبعيد كرد و ميرزا آقاخان نوري را به جاي او برگزيد. پس از بركناري و تبعيد اميركبير ، بازهم مخالفان او دست از توطئه برنداشتند و سرانجام دستور قتل او را از شاه گرفتند و حاج علي خان حاجب الدوله مامور اجراي حكم شد. حاج علي خان به كاشان رفت و روزي كه اميركبير در حمام بود دلاك را به زدن رگهاي امير واداشت. به اين ترتيب اميركبير در حمام فين كاشان جان سپرد.

هدف اميركبير نيرومند كردن حكومت مركزي ايران و به وجود آ‎وردن ايراني مستقل و آباد و پيشرفته بود. در سالهايي كه قاجاريان هنوز بر سر قدرت بودند درباره ي كارهاي اميركبير ، براي آزادي و آبادي ايران ، سخني به ميان نمي‌آمد. تنها بعضي از تاريخنويسان و سياستمداران خارجي در كتابها مقاله هايشان از خصلتهاي برجسته ي او ياد مي‌كردند. اما پس از آن ، تاريخنويسان و پژوهشگران ايراني درباره ي زندگي ، انديشه ها و اقدامات ترقيخواهانه ي او كتابها و مقاله هاي بسيار نوشتند و شخصيت بزرگ و اهميت كارهايش را به ايرانيان و جهانيان شناساندند.


 

منابع و مآخذ

فرهنگنامه ي كودكان و نوجوانان/ جلد سوم/ پديد آورنده شوراي كتاب كودك/ ناشر شركت تهيه و نشر فرهنگنامه ي كودكان و نوجوانان/چاپ اول/ سال 1376/ صفحات 330 تا 332

لغت نامه‌ي علي اكبر دهخدا/ جلد دوم/ نوشته‌ي علي اكبر دهخدا/ ناشر موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران/ چاپ اول از دوره ي جديد/ پاييز 1372/ صفحات2916 تا 2918



[1] او نخست خود را باب امام زمان و سپس امام زمان خواند و بعد ها ادعاي پيامبري كرد.

[2]كرور نزد ايرانيان معادل پانصد هزار يا پنج لك (صدهزار) مي‌باشد كرور نزد هنديان بيست برابر كرور ايرانيان است هر كرور هندي، ده ميليون يا صد لك است.

   + پارسا هوشمند ; ۸:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٢/۱٦
comment نظرات ()