کائولینیت و رادیواکتیویته
کائولینیت می تواند حاوی مقادیر بسیار اندکی اورانیوم و توریم باشد و بنابراین در تعیین سن بوسیله مواد رادیواکتیو مناسب است. زمانی که یک مجله از کائولین ساخته می شود، مقادیری کافی مواد رادیواکتیو ندارد تا توسط نمایشگر امنیتی تطبیق داده [1] آشکار شود. مقدار مواد رادیو اکتیو که در یک کامیون پر از کاغذ سفید براق آنقدر است که تنها گهگاهی آشکارگر رادیواکتیو بسیار حساسی را می تواند به نوسان درآورد. منبع
نمونه سوال محاسبات عددی دانشگاه شریف
نمونه سوال درس محاسبات عددی دانشگاه شریف
استاد باقرپور
لینک دانلود نمونه سوال میان ترم و پایانی 1-90-1389
http://www.4shared.com/file/XO3ks5un/Numerical_computation_1389-90-.html
لینک دانلود نمونه سوال پایان ترم و میان ترم 2-90-1389
http://www.4shared.com/rar/XAWwOr7j/NC_89-90-2.html
لینک دانلود نمونه سوال میان ترم 1-91-1390
http://www.4shared.com/rar/7hYbOb2j/1390-91-1.html
عمر خیام و معادله درجه 3
این مطلب ترجمه ایست از
http://www.math.ntnu.no/~hanche/blog/khayyam.pdf
برای دیدن شکل لطفا به آن مراجعه کنید
عمر خیام بیشک شاعر بزرگی نبود اما ریاضیدان بزرگی بود! شکل یک راه هندسی برای یافتن ریشههای معادله درجه سه مشخص را نشان میدهد.
به زبان مدرن، a, b, c داده شده و دایره طوری ساخته شده که دو انتهای قطر آن در (-c,-b) و (a,-b) باشد. پس معادله دایره به این صورت است:
(x+c)(a-x)=(y+b)2
معادله هذلولی نشان داده شده
Xy=bc
به طوری که نقطه (-c,-b) به وضوح نقطه مشترک دو منحنی است.
با جایگزین کردن y=bc/x از معادله دوم در معادله اول و سپس ضرب کردن در x2 ، به معادله زیر میرسیم
X2(x+c)(a-x)=b2(c+x)2
عامل مشترک x+c نباید ما را شگفت زده کند؛ زیرا x=-c یک جواب معلوم متناظر با نقطه (-c,-b) برای معادله است. با حذف عامل مشترک و کمی مرتب کردن ، درپایان به معادله
X3+b2x+b2c=ax2
برای 3 ریشهی باقی مانده میرسیم.
این ممکن است یک راه غیر معمول برای نوشتن این معادله به نظر رسد اما عمر خیام به اعداد منفی دسترسی نداشته است.
همهی مقادیر در اینجا به عنوان طولهای مثبت درنظرگرفته شدهاند.
اگر زمانی که با چشمان مدرن خود نگاه میکنیم، پیگری کنیم٬ میتوانیم به وضوح متوجه این که این روش برای هر عدد حقیقی a, b, c تا زمانی که b, c و a+c غیر صفر باشند کار میکند بشویم. اگر a+c=0 باشد، معادله به
(x+c)(x2+b2) =0
ساده میشود و مشابها سادهسازی در موارد دیگر اعمال میشود، بنابراین این به معنای از دست دادن قسمت بزرگی از عمومیت مسئله نیست. هر چند این روش تنها در زمانی که ضریب x3 و x هم علامت باشند کار میکند. حتی این از دست دادن مقدار زیادی از عمومیت مساله نیست؛ زیرا با جایگزین کردن x با x+ξ برای ξ به اندازه کافی بزرگ هر معادله درجه سهای را میتوان به آن معادلهای که میتواند با ساختار خیام رفتار کند تبدیل کرد.
ما همچنین باید از این حقیقت که عمر خیام متغیرهای نامگذاری شده و علائم جبری را دردسترس نداشته تقدیر کنیم. بنابراین شرح مسئله مانند حل آن به صورت نثر بیان میشده و این کار برجستهای است.
کاداستر
این ترجمه ایست از آخرین گزارش کاداستر ایران که برای تحقیقم ترجمه اش کردم
منبع آن
Iran Cadastre Report in Eighteenth United Nations Regional Cartographic Conference, Bangkok, 26-29 October 2009, retrieved at 13/05/2010 from http://unstats.un.org/unsd/methods/cartog/Asia_and_Pacific/18/Papers/CRP/CRP18-Iran.pdf
امیدوارم براتون مفید باشه
لینک دانلود ترجمه
http://dc144.4shared.com/download/CLXfc-RB/_online.pdf?tsid=20100715-032935-f2b27cba
اگه نتونستین لینک صفحه ی اصلیش اینجاست
http://www.4shared.com/document/CLXfc-RB/_online.html
چرا پزشکان در ابتدای نسخه های خود Rx یا R مینویسند؟
Rx
Rx نمادی به معنای نسخه میباشد. بعضی اوقات این کلمه حرف به حرف به صورت Rx (به شکل توجه کنید که این دو به هم پیوستهاند) یا تنها Rx نوشته میشود. نظریههای مختلفی در مورد ریشه این نماد وجود دارد. بعضی به شباهت آن با چشم هُروس و
دیگران به شباهت آن با نماد باستانی ژوپیتر (اورمزد) توجه کردهاند که هر دو خدایان پشتیبانی هستند که ممکن است در متون پزشکی یافت شوند. متقابلا این نماد، نامزدی برای مخفف کلمه لاتین recipe نیز ممکن است باشد. حالت امری فعل recipere به معنای گرفتن یا بگیر میباشد که این فرض بیش از بقیه در در شکل این واژه تاثیر گذارده است. زمانی که پزشک نسخه مینویسد با شروع Rx ، او دستوراتش را کامل میکند. احتمال دیگری نیز وجود دارد که این نماد اصلا راهنمایی به داروساز است که نیاز به گرفتن مقدار مشخصی از هر یک از عناصر سازنده برای آمیختن دارو دارد و نه دستوری به بیماری که باید دارو را مصرف کند[1]. میتوان کلمه نسخه prescription را به pre پیش script متن تجزیه کرد که بطور تحتاللفظی «نوشتن قبل از یک» دارو که میتواند آماده شود، معنا میدهد درضمن افراد اهل صنعت معمولا نسخه را به طور خلاصه script میگویند. نظریه دیگری نیز وجود دارد گه Rx ممکن است اصلا Px باشد، جایی کهP خلاصهی pre و x خلاصهای برای script باشد.
این مقاله ترجمه ای آزاد از دانشنامه آزاد wikipedia مدخل prescription میباشد.
[1] کلمات خط کشیده شده دو معنای متفاوت take میباشد که در متن برای معنای Rx استفاده شده است.
زبان، کلمات ، تحول!!!
I think between things I like to lecture about, now I feel like more to speak about linguistics. Language is very exited me. World of the word is very big and complexe and logic. In the journey of the word in the time many changes ocure and since these changes ocure in the different place far from together ,we can't recognise them.
For example ofcourse in my opinion 7, in the origin be septum as it is in sanscrite is yet in the first and ancient race of arian. Then with immigration of them and distant of them it word is chhanging in iran to hapat and in greece to hepta and it change to september (seoptember is the 7th mounth of roman ) and change to sieben in german and sebewn in ancient english and seven in now. Ofcourse all of them has regular and we can describe that.
Another example is family member father mother brother and daughter.
And in persian pedar mathar bradar xahasr
And in sascrite piter ma:tar bhra:tar dohitar
have the same origin and all of them is compound.
Or the fabules and intresting of them the name of the last king of mead imaperial ixtovigo a:sjiyages a:stiaj a:jedehak a:zidehak zahhak or ejdeha
Language is the most important and factor of deffrence between man and others.language is ability that spout from spring of our senses and minds and …
LaNGUAGE ISN'T PHONEME AND GRAMMER AND diffination of the words. They are its appearience .it is thinking with vanishing creators . it is the location that permitted us to be a society .
With language we can think we can know
I KEEP six honest serving-men
(They taught me all I knew);
Their names are What and Why and When
And How and Where and Who.
Sb. Says language is thinking but I don't think so. By quote of olden wisdom
من شش خدمتکار درستکار دارم!!
"I Keep Six Honest
Serving Men ..."
I KEEP six honest serving-men
(They taught me all I knew);
Their names are What and Why and When
And How and Where and Who.
I send them over land and sea,
I send them east and west;
But after they have worked for me,
I give them all a rest.
I let them rest from nine till five,
For I am busy then,
As well as breakfast, lunch, and tea,
For they are hungry men.
But different folk have different views;
I know a person small-
She keeps ten million serving-men,
Who get no rest at all!
She sends'em abroad on her own affairs,
From the second she opens her eyes-
One million Hows, two million Wheres,
And seven million Whys!
The Elephant's Child
من شش خدمتکاردرستکار دارم
من 6 خدمتکار درستکار دارم.
(آنها به من هر چه را می دانم، آموخته اند)
نامهای آنها «چه؟، چرا؟، چه زمان؟، چطور؟، کجا؟ و چه کسی؟» است.
من آنها را به خشکیها و دریاهای دوردست فرستادم،
من آنها را به شرق و غرب فرستادم
اما بعد از آنکه آنها برای من کار کردند، به همه ی آنها کمی استراحت دادم.
من به آنها اجازه دادم از ساعت 9 [شب} تا 5[صبح[[ استراحت کنند.
برای اینکه بعد از آن سر من شلوغ[1] خواهد بود!
درست همانطور که صبحانه و ناهار و چای برای انسان گرسنه!
اما اقوام مختلف دیدگاههای متفاوتی دارند.
من کودکی را می شناسم
او 10 میلیون خدمتکار نگه میدارد، کسی که هیچگاه استراحت نمی کند.
او آنها را به جاهای دیگر برای کارهایش می فرستد
،از لحظهای که چشمهایش را باز می کند،
یک میلیون چه؟، دو میلیون کجا؟ و هفت میلیون چرا؟ را!!!
اثر رودیارد کیپلینگ
تعریف واج ، نقد یه آموزش زبان فارسی و انگلیسی خنده دارِ ما، لهجه
تعریف واج ، نقد یه آموزش زبان فارسی و انگلیسی خنده دارِ ما، لهجه
واقعا آیادرمدرسههایمان آنگونه که شایسته است آن را تفهیم کرده اند؟
برای تعریف واج اول باید آوا بشناسیم.
این سر و صداهایی را که از دهان ما خارج میشود که بسیار زیاد هم هستند، شاید بتوان با اغماض آوا نامید اما همه ی آنها که واج نیستند.
در کتاب درسی واج این گونه تعریف شده: آوایی که قابلیت جانشین سازی درواژه ای دیگر را با واجی دیگر دارد؛ یعنی اگر جایش را با آوایی دیگر در یک کلمه ی دیگر عوض کند، کلمه ی جدیدی بوجود آید. (مغیر معنا است)
من هم در ابتدا این تعریف را خیلی بی معنا می دانستم. چرا؟ چون که برای ما آوا را تعریف نکردند و با زبان های دیگر مقایسه نکرده اند تا ما هم بفهمیم.
بیاییم زبان فارسی و عربی را مقایسه کنیم.
درزبان عربی همانطور که می دانید، 4 نوع «ز» داریم، با 4 تلفظ متفاوت در جاهای مختلف زبان. اگر در عربی در کلمه ای مانند غذا ، «ز» را جایگزین «ذ» کنیم. آن گاه بدون نیاز به این که کلمه در جمله بحث شود، می توانید تنها با تغییر تلفظ بگویید که معنای کلمه تغییر یافته، اما در فارسی به علت تشابه تلفظ ، این دو واژه را نمی توان در غیر جمله مورد بررسی قرار داد و تفاوتشان را فهمید. پس طبق تعریف بالا ما دو نوع آوای «ز» داریم (البته باز هم داریم اما اینجا با دو تا از آنها کار داریم) که در عربی هر دوی آن ها واجند اما در فارسی تنها یک واج با دو آوا به حساب می آیند.
مثالی دیگر در زبان عربی هر دو آوای «ق» و «گ» بسیار به جای هم بکار می رود؛ بطوریکه آنها هیچگاه نمی گویند «قول» بلکه می گویند «گول». در زبان عربی، اگردر یک کلمه جای این دو را عوض کنیم، هیچ تغییر معنایی رخ نمیدهد اما اگر در فارسی آن را عوض کنیم، کاملا معنای آن عوض میشود. پس در عربی تنها واج «ق» و آوای «گ» را داریم اما در فارسی هر دو واج هستند.[1]
نتیجه میگیریم که واج در هر زبان منحصر به فرد است؛ چون واج نیاز به جایگزینی در کلمات زبان و تغییر معنا را دارد.
حالا بیاییم در یک زبان واجها و آواها را ببینیم.
درفارسی 3نوع «ر» وجود دارد؛ یعنی:
در «سطر» برای تلفظ «ر» در آن باید کمی زبان را غلطاند تا این آوا واضح شود و ما به راحتی آن را بشنویم اما در «راه» اینچنین نیست و بعد از گفتن خود «ر» نیاز به غلطاندن آن نیست .
هم اکنون دو آوا داریم اما تنها با یک نمود واجی «ر»
در انگلیسی pill وLip
P در هر دو وجود دارد اما در pill لبها را هنگام ادا اول به هم چسبانده ، هوا را میدمیم و ناگهان به قول زبانشناسان منفجر می شود تا به راحتی شنیده شود اما در lip تنها لبها روی هم می آید و تمام میشود. دو آوا یک واج
L در هر دو وجود دارد اما در lip زبان به سمت دندان ها کشیده شده و با فشار تلفظ میشود؛ چون اول واژه است و باید شنیده شود اما در pill خود زبان خیلی کم عقب رفته ودیگر آن فشار را ندارد. دو آوا یک واج
اگر آوای یک واج را اشتباه بکار ببریم، می گویند که لهجه داری؛ پس باید به آواها نیز توجه بسیار کرد اما به دلیل زیادبودن بسیار آن در موقع آموزش، آنها را یاد نمی دهند؛ چون که انسان بطور طبیعی در محیط که قرار گیرد، کم کم ملکه اش میشود و درست هر کدام را میگوید.
در هرحال من درک نمیکنم، این همه تلاش را در کلاس های زبان و افاده ی افراد را در هنگام صحبت به زبانهای خارجی.
راستی آیا در کتاب زبان فارسی مدرسه ، این چیزهایی را که من گفتم ،از آن یک جمله فهمیدید و آموزگاران ما نیز این گونه شرح مبسوط برای مان دادند؟!!!!!!!!
نظرات ()